ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
205
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
را از أحوال نفساني مىپذيرد ، چه مانعى دارد كه براي بعضي از نفوس خصوصيّتى باشد كه توان تصرّف در عناصر اين جهان را داشته باشد . به طورى كه نسبت آن شخص به عناصر مانند نسبت نفس ما به بدنمان باشد ، ودر اين صورت در آماده ساختن عناصر جهان اثر بگذارد تا بر آن عناصر صور أمور غريبهاى كه از توان افراد ديگر خارج است ببخشد . وهر گاه به اين قوّهء نفساني رياضت ضميمه شود وصورت غضب وشهوت شكسته شده ودر دست قوهء عاقله أسير شود ، شك نيست كه بر انجام أمور خارق العادة تواناتر خواهد شد . توانايى بر انجام كارهاى خارق العادة يا بر حسب طبيعت اصلى واوّلى است ويا بر حسب طبيعت ثانوي ويا از جهت كوشش وتلاش در رياضت وتصفيهء نفس است . آن كه بر حسب طبيعت اوّلى باشد مانند معجزات أنبيا وكرامتهاى أوليا ، واگر رياضت وكوشش ضميمه اين طبيعت اوّليّه شود به آخرين درجهء كمال خواهد رسيد . گاهى بر كسى كه داراى توانايى بر عناصر جهان است هواي نفس غلبه كرده وآن را در جهت شرّ ودر أمور خبيثه به كار مىگيرند . ونفس خود را مانند ساحر در آن جهت رياضت مىدهد . زشتى كار اين گونه اشخاص ، آنها را از رسيدن به درجهء كمال باز مىدارد . اوّلين شرط توانايى تأثير در عناصر جهان در نبوّت اين است كه از جانب خداوند مأمور به اصلاح مردم باشد . واز شرايط كرامت أوليا أمور زير است : 1 - در بيشتر علومشان بىنياز از معلم بشرى باشند ، بلكه بيشتر دانش آنها به وسيله حدس مقدس وپيوند محكم آنان به ذات خداوند حاصل شود . 2 - أمور خارق عادت مانند ماه گرفتگى ، تحريكات وسكينات ( نظير زلزله وباران آمدن وقطع آن ) در فرمان آنهاست وبا ارادهء آنها صورت مىپذيرد . 3 - توان خبر دادن از أمور غيبى يا جزئيّاتى را كه در گذشته اتفاق افتاده ويا در آينده اتفاق خواهد افتاد ، داشته باشد .