ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

200

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

پس از دانستن آنچه كه توضيح داده شد روشن است كه سخن حضرت درست ومطابق آن چيزى است كه ما بيان كرديم . زيرا آن حضرت نفى علم غيب از گفتارش كرد وآن را دريافتى از جود خداوند تعالى دانست وگفته امام ( ع ) كه « آنچه مىگويم دريافتى از صاحب علم است » اشاره به اين است ، كه پيغمبر ( ص ) واسطهء در تعليم آن حضرت بوده است . واين همان آمادگى نفساني وى براي دريافت اخبار غيبى در طول مصاحبت با پيامبر مىباشد . وكلام امام ( ع ) اشاره به كيفيّت سلوك وأسباب أطاعت ودريافت است تا آن جا كه نفس آمادهء نقش پذيرى أمور غيبى وخبر دادن از آنها شود . بايد دانست كه تعليم ، ايجاد علم نيست هر چند لازمهء تعليم ايجاد علم است ، بنا بر اين تعليم آن حضرت از ناحيهء پيامبر ، منحصر به آگاهى آن حضرت بر صور جزئيّه نيست ، بلكه آمادگى نفس آن حضرت بر دريافت أمور كلّى است . اگر أموري كه امام ( ع ) از پيامبر دريافت مىكرده است صرفا أمور جزئي مىبود نيازى نبود كه پيغمبر ( ص ) برايش دعا كند تا واقعيّت را درك كند . زيرا درك أمور جزئي امرى ساده وممكن است حتّى براي كساني كه مختصر فهمي داشته باشند امرى ساده وممكن است . آنچه كه نيازمند به دعا براي آماده شدن ذهن جهت أنواع دريافتهاست أمور كلّى است كه جزئيّات را فراگرفته ونحوهء استنتاج جزئيّات از كليّات وتفصيل هر يك وأسباب ووسايلى كه براي درك اين أمور لازم است فرآهم كند . از چيزهايى كه اين دعا را تأييد مىكند سخن خود آن حضرت است كه فرمود : « رسول خدا ( ص ) هزار باب از علم را به من تعليم داد كه از هر درى هزار باب گشوده مىشد . « 157 » » همچنين است سخن پيامبر ( ص ) در بارهء آن حضرت : « جوامع سخن به من وجوامع علم به على عطا شده است . » منظور از

--> ( 157 ) علّمنى رسول اللّه ( ص ) الف باب من العلم فانفتح لي من كلّ باب الف باب .