ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

199

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ « 155 » از مرد وزن ، زشت وزيبا ، شقاوتمند وسعادتمند ، آن كه در هيمه جهنم يا در بهشت همنشين انبياست . اين است دانش غيبى كه هيچ كس جز خدا آن را نمىداند . غير از أمور ياد شدهء فوق بقيّه دانشى است كه خداوند به پيامبرش آموخته ، وپيامبر مرا تعليم داده وبرايم دعا كرده است كه اين دانش را سينهء من حفظ كند وسراسر وجودم آن را دريابد اين سخن حضرت بروشنى دلالت مىكند كه علوم را از پيامبر آموخته است . در پاسخ اين اشكال مىگوييم كه ادّعاى ما اين نيست كه آن حضرت داناى به غيب است بلكه ادّعاى ما اين است كه نفس قدسي آن حضرت را استعدادي بوده است كه أمور غيبى از افاضهء جود خداوند متعال بر آن نقش مىبسته است . ميان علم غيبى كه جز خدا نمىداند وعلمي كه ما در بارهء آن حضرت ادّعا مىكنيم فرق است . زيرا منظور از علم غيب علمي است كه از طريق أسباب حاصل نشده باشد واين جز در بارهء حق متعال در بارهء كسى صدق نمىكند . زيرا هر عالمي غير از خداوند متعال علمش را به وسيلهء أسباب دريافت داشته است وسبب اصلى جود خداوندى است كه يا با واسطه است يا بىواسطه . بنا بر اين هر چند اطلاع بر امر غيبى است ولى علم غيب گفته نمىشود وبراي اطلاع بر امر غيب همهء مردم اهليّت ندارند بلكه نفوسى كه به عنايت الهى مخصوص گرديده‌اند اهليّت دارند . چنان كه خداوند متعال فرموده است : عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ « 156 » .

--> ( 155 ) سوره لقمان ( 31 ) : آية ( 34 ) : علم ساعت ( قيامت ) نزد خداست وأو باران را فرو بارد وآنچه كه در رحمهاست مىداند . ( 156 ) سورهء جن ( 72 ) : آيهء ( 26 ) : أو داناى غيب است وهيچ كس را بر غيب مطلع نساخته است مگر پيامبرى را كه صلاح بداند .