ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

197

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

مىشود ، زيرا بعيد است خبر غيبى در حال حركت جسماني وسلامت حواس ونهايت عبادت تحقق نيابد ولى در حال خواب كه ضد آن است حاصل شود . با توضيح فوق روشن شد كه وقتي در حال خواب امكان صحت خبر غيبى باشد در حال بيدارى نيز ممكن است . مقام دوّم : أسباب وعلّت اطّلاع بر أمور غيبى . اطّلاع بر أمور غيبى در حال خواب واضح وروشن است به دليل اين كه در علوم اعتقادي ثابت شده است كه همهء أموري كه بوده وخواهند بود براي خداوند آشكار است . ونيز ثابت شده است كه از خصوصيّات نفس انساني اتّصال به خداوند متعال است وتنها حالتي كه نفس را از اين اتّصال باز مىدارد غرق شدن نفس در اداره كردن بدن است . بنا بر اين هر گاه براي نفس مختصر فراغتى پيش آيد ، چنان كه در حال خواب پيش مىآيد ، درهاى حواس ظاهري بسته شده وسرشت اوّل خود كه همان اتصال به حضرت حق است حاصل مىشود . لذا أموري كه به نوعي با نفس انسان سروكار داشته باشد مانند زن وزندگى وأهل وفرزند وآنچه انسان به آنها بها مىدهد طبعا در نفس منطبع مىشود وسپس قوّهء خيال كه از شأن آن صورت سازى معاني كليّه است آنها را جمع بندى كرده وبه صورتهاى جزئي در مىآورد وبر لوح خيال ترسيم مىكند ودر حسّ مشترك ظاهر مىشود . در اين صورت اگر خواب با مختصر مشابهتى با أمور روزمرهء انسان مناسبت داشته باشد تفسير مىشود واگر به صورت ضدّ أمور ظاهري ولوازم آن آشكار شود ، نيازمند به تعبير است فايدهء تعبير تحليل ورجوع فكر است به خلاف آنچه كه در صورت خيالي است به أمور نفساني . واگر هيچ مناسبتى ميان خواب وأمور ظاهر زندگى وجود نداشته باشد أضغاث واحكام خوانده مىشود . علّت اطلاع بر أمور غيبى در بيدارى اين است كه نفس ناطقهء انساني هر گاه