ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

196

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

بحث أول - در مورد اخبار غيبى است كه از آن حضرت رسيده وداراى سه جنبه است : امكان خبر غيبى ، سبب وعلّت آن ، وقوع خبر غيبى ، كه هر يك را به عنوان مقامي مىناميم . مقام أول : اى برادرى كه فيوضات خداوند را باور دارى ، هر گاه خليفه‌اى از خلفا ، يا وليّى از اولياى خدا از امرى خبر داد كه خوشحالى يا ترس نزديكى را در برداشت وتو قادر به درك آن نبودى شايسته است كه آن را تكذيب وانكار نكنى ، زيرا با مراجعه به عقل وأحوال نفسانيّت در مىيابى كه چنين اخبارى ممكن است وراهى براي دريافت آنها وجود دارد ، بر اين امر چنين استدلال مىشود . كه شناخت اين أمور غيبى در خواب ممكن است . بنا بر اين در بيدارى هم ممكن است . صحّت دريافت خبر غيبى در خواب به اين گونه است كه انسان در خواب بيشتر أوقات چيزى را مىبيند ودر بيدارى عين آن أمور برايش روشن وواضح مىشود . آنچه گفتيم براي كساني كه چنين خوابهايى ديده‌اند روشن است وكساني كه چنين خوابهايى ديده‌اند روشن است وكساني كه چنين خوابهايى نديده‌اند به تواتر از أكثر مردم شنيده‌اند . امّا صحت امكان خبر غيبى در بيدارى به اين دليل است كه هر گاه در خواب خبر غيبى داده شود وصحيح باشد انكار امكان آن در بيدارى جايز نيست ، زيرا اگر مردم صحّت خبر غيبى را در خواب تجربه نكرده باشند قبول امكان صحت خبر غيبى در خواب برايشان از امكان صحّت خبر غيبى در بيدارى دشوارتر است . اگر كسى تجربه امكان صحّت خبر غيبى در خواب را نداشته باشد وبه أو بگويند كه گروهى از اولياى خدا براي دريافت خبر غيبى تلاش كرده‌اند وبه مقصود نرسيده‌اند ، ولى يك فرد كافر هنگام خواب كه در حكم ميّت بوده خبري غيبى را دريافته است ، ناگزير شنونده اين موضوع را تكذيب كرده ومنكر آن