ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

177

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

در دو معنى تكرار شده است . ) در ترتيب ونظم ألفاظ تكرار لازم است مگر اين كه به نوعي مورد تكرار روشن باشد ونيازى به تكرار نباشد مانند سخن علي ( ع ) در بسيارى از خطبه‌ها كه جملهء امّا بعد را به كار برده است كه به دليل روشن بودن از آوردن كلمهء امّا قبل خوددارى كرده است . 3 - با حروف زائد نظام كلام به هم نخورد ونظام كلام گسيخته نشود . 4 - در ألفاظ مراعاة تقديم وتأخير بشود ، بنا بر اين تأخير شرط از مشروط وتقديم دليل بر ادّعا بسيار زشت است . رعايت بعضي از أمور ذكر شده بستگى به زبانهاى مختلف دارد . 5 - سخن را با ذكر تشبيه واستعاره زينت بخشد . ألفاظ استعارهء مخصوص داراى معناى ويژه‌اى است ومعناى مشترك نداشته وسبب مغالطة نمىشود . گاهى بيان يك لفظ معناى چيزى وضدّ آن را مىرساند مانند گفتهء منجّم : « اگر فلان سال فرا رسد براي اسلام امر عظيمى پيش خواهد آمد . » اين جمله دو معناى خير وشر را در بر دارد . فايدهء تشبيه واستعاره كمك به افزايش تخيّلى است كه از آن معناى ظريفى به دست مىآيد . بنا بر اين با به كار بردن هر يك رواجى براي سخن پيش مىآيد كه بدون آن ممكن نيست . ألفاظ استعاره وتخيّل هر چند در شعر اصالت دارد ولى گاهى خطيب آنها را به عنوان ابزار در خطابه به كار مىبرد . 6 - بايد در ألفاظ مفرد وتثنيه وجمع بودن وتغييراتى كه ويژهء آنهاست رعايت شود وهمچنين براي رفع اشتباه مذكّر ومؤنّث را با علامت وبدون علامت بياورد . 7 - گاهى ألفاظ با اختصار زيبا مىشوند . هر گاه گوينده بر فهم شنونده متّكى باشد وقانع شدن آنها را محرز بداند ، حدّ ورسم را به خاطر اختصار ذكر