ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
8
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
بر حقّانيّت نبوّت ورسالت رسول گرامى اسلام ( ص ) معرّفى شده است آن هم با اين توصيف كه علم كتاب در نزد اوست « 37 » . با يك مقايسهء مختصر ، ميان أمير المؤمنين ( ع ) ووصىّ حضرت سليمان ، آصف بن برخيا كه مختصرى از علم كتاب مىدانست وبه شهادت قرآن در يك چشم برهم زدن تخت بلقيس را از جنوبىترين نقطهء عربستان ( شهر سبا ) به شمالىترين نقطهء عربستان ( فلسطين ) حاضر كرد « 38 » ، عظمت مقام علي ( ع ) ووصىّ پيامبر اسلام ( ص ) كه داراى تمام دانش كتاب است روشن مىشود . امّا افسوس كه آن مجسّمهء علم وتقوا ، وارث علم تمام كتاب ، دانش پژوهان حقيقت طلبي را نيافت كه حقايق پوشيده بر جهانيان را با آنها در ميان گذارد وآنچه تأمين كننده سعادت دنيا وآخرت انسانهاست روشن فرمايد ، لذا با اندوه فراوان خطاب به كميل بن زياد فرمود : « اى كميل ، اگر افراد مستعدّى مىيافتم ، در اين گنجينهء سينهء من دانش فراوانى است » « 39 » آن بزرگوار هر چند در ميان جامعه زندگى مىكرد ، امّا در حقيقت تنها بود ! أو از روى دلسوزى مىخواست كه حقايق جهان ومعارف الهى را براي جهانيان بازگو كند ، امّا شخص پست وفرومايهاى همانند سعد وقّاص ، از ناداني وعناد از أو مىخواست كه شمارهء موهاى سرش را بگويد ! دريغا كه تنهاى تنها زيست ، واز غم تنهايى راز دل با چاه گفت ! دانشگاه ودانشجويى نبود تا بر كرسي درسى نشيند وحقايق واسرار هستى را تشريح كند . آنچه گفته ويا نوشته بضرورت انجام پذيرفته است . با اين وصف درياى كران ناپيدايى از معارف وحكمت به وجود آمده است ، كه اندكى از بسيار آن را سيّد رضى رحمة اللَّه عليه جمعآورى كرده ونهج البلاغة ناميده است . غوّاصان بحر حقايق ونكته سنجان واديبان صادق ، جامعه شناسان وروان شناسان
--> ( 37 ) وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلًا قُلْ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ ( سورهء رعد ، آيهء 43 ) ، مقصود از « مَنْ عنده علم الكتاب » علي عليه السّلام است . ( 38 ) قالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ ( سورهء نمل ، آيهء 40 ) ( 39 ) ها انّ ها هنا لعلما جما لو أصبت له حملة ، نهج البلاغة ، حكمت 147 .