ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
169
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
پردوامترين ، وسزاوارترين بديها به پرهيز از آن وبيشترين آنها از اين جهت كه شرهايى در پى دارد ، مىباشد . ونيز خطيب بايد ضرب المثل فراوان به كار برد وتذكراتى بدهد ، وداستان أحوال گذشتگان را به عنوان شاهد بيان كند . منافرات در مورد ستايش ونكوهش است وبر خطيب لازم است أموري را كه سودمند به ستايش ونكوهش است وبه فضيلت ورذيلت بستگى دارد فرآهم آورد . فضيلتها عبارتند از : نيكى ، شجاعت ، پاكدامنى ، جوانمردى ، بزرگ همّتى ، بخشندگى ، شكيبايى ، پايدارى وخردمندى ودانش . گاهى اين فضيلتها از شخص فاضل تجاوز مىكند مانند خيرى كه از شخص نيكوكار وشجاع وسخاوتمند به ديگران مىرسد . رذايل ضدّ فضايلند وعبارتند از ستم در مقابل نيكى ، ترس در مقابل شجاعت ، گناه در مقابل عفّت ، پستى در مقابل سخاوتمندى ، كم همّتى در مقابل بلند همتي ، فرومايگى در مقابل جوانمردى ، سبك مغزى در مقابل خويشتندارى ، ناداني در مقابل خردمندى . اين بود فضايل ورذايل . أمور غير از اينها أسباب ونشانههاى اين امورند . مثل اين كه خدا را بىنياز دانستن وترس از أو ، دانش اندوزى ، كسب نام نيك سبب عدالتند . نيازمندى ، عدم اعتماد ، به فكر عاقبت نبودن وأمثال اينها سبب ظلم هستند . ومانند حالات نفساني كه عادل دارد در انجام عدالت تا اين اندازه كه احتمال مىدهد سختى عذاب را در مورد عدم ردّ أمانتي كه نزدش هست واين كه امانت را جز به صاحبش رد نمىكنند . همچنين پايدارى در برابر دشمن وانتقام گرفتن از أو وپاداش وكيفر بر نيكى وبدى از أمور پسنديده است . از موارد ستايش شخص شجاع ، چيرگى وبزرگوارى است واين كه كارهايى را انجام دهد كه ياد شود ودر سطح جهان منتشر وبسهولت جاودانه شود وآيندگان وارث آن شوند . همچنين از موارد ستايش ، أموري است كه خاصّ