ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

164

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

مثل « تا مورد حسد واقع نشوى ، بيان نكنى » اظهار نظر پذيرفته نيست . اظهار نظر يا نياز به سخنى كه ضميمه شود ندارد ، زيرا يا سخن ذاتا روشن است ويا در نزد عقلا روشن است ويا براي مخاطب واضح است ، يا نياز به ضميمه‌اى دارد كه انسان را به مقصود برساند در اين صورت ضميمه يا نتيجة نظر است ويا نظر نتيجهء آن . موردى كه ضميمه ، نتيجهء رأى باشد مانند : « دوستان پند دهنده‌اند پس زيد كه دوست تو است پند دهنده است » . اظهار نظر دوستان پند دهنده‌اند بدون ضميمه شدن نتيجهء آن يعنى زيد كه دوست تو است پند دهنده است ، قانع كننده نيست . موردى كه اظهار نظر نتيجة ضميمه باشد مانند : « كسب فضيلت مكن كه مورد حسد واقع مىشوى » كسب فضيلت نكردن به دليل مورد حسد واقع نشدن قابل قبول است والا خير . بحث چهارم - در اقسام خطابه بر حسب أهداف آن گفتگو براي سه هدف عمده مشورت ، برانگيختن عواطف وبحث ايراد مىشود . اقسام ياد شده هر كدام هدفى را دنبال مىكند . در گفتگوى مشورتى قصد گوينده اين است كه قانع كند فلان كار به دليل ضررى كه دارد انجامش لازم نيست وفلان كار به دليل سودى كه دارد لازم است انجام شود . در گفتگوى برانگيزندهء عواطف قصد گوينده اين است كه قانع كند فلان شيء به دليل فضيلتى كه دارد پسنديده وفلان كار به دليل نقصى كه دارد ناپسند است . در مباحثه قصد گوينده قانع كردن وثابت كردن اين است كه فلان امر ظلم است يا ظلم نيست . در اين گونه خطابه نفس عمل رد يا اثبات نمىشود بلكه در مورد مفيد بودن يا مضر بودن ، ظلم بودن يا غير ظلم بودن آن بحث مىشود مانند عذر آوردن ستمگر يا كسى كه ستمگر را يارى مىكند به اين كه آنچه أو در باره آن عمل مىدانسته ظلم نبوده ونيز مانند عذر آوردن شخص مورد ملامت به اين كه