ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

165

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

آنچه أو انجام داده است نقيصه نبوده ويا فكر مىكرده است كه فضيلت بوده وانجام داده است . گفتگوى مشورتى به چند صورت تقسيم مىشود : 1 - گاهى به سبب قانع كردن در امرى كه حقيقتا نافع است مشورت مىشود . 2 - گاهى امرى كه خطابه براي آن ايراد مىشود در حقيقت نافع نيست ، حتّى براي طرف مشورت ولى اگر معلوم شود كه داراى نفع است جنبهء قانع كنندگى خود را داشته وخطابه مشورتى ناميده مىشود . 3 - گاهى مشورت در بارهء امر مفيدى نيست بلكه امر زيبايى است كه ممكن است در آينده هم مضر باشد ولى از جهت ديگرى داراى نفع باشد . در گفتگوى مشورتى گاهى مدح وذم ايراد مىشود وهميشه توجّه به سود وضرر آن نيست كه ستايش در مورد امر نافع ونكوهش در مورد امر زيان آور به كار رود ، بلكه گاهى مدح در مورد أموري است كه به ظاهر داراى ضرر وآزار وهلاكت است مانند اين كه كسى براي نام نيك به كارهاى آزار دهنده وخطرناك دست مىزند چنين كسى در خطابه به عنوان الگو معرفى وستايش واحترام مىشود . مانند كساني كه در راه خدا جهاد مىكنند ، مىكشند وكشته مىشوند . ودر بيشتر موارد شخص عاقل به خاطر انتخاب مرگ بر زندگى مورد ستايش قرار مىگيرد . أمور مورد مشورتى أموري هستند كه شرع وسياست وسنّتها بر آن استوار است . أمور مشورتى كه داراى نفع بسيار است ( بدون در نظر گرفتن جزئيّات سودمند ) بر حسب أحوال اشخاص پنج قسم مىباشند : 1 - در بارهء ساز وبرگ جنگى 2 - جنگ وصلح 3 - دفاع از مملكت 4 - در بارهء تعادل در آمد وهزينه 5 - تفكيك أمور وانتخاب اصلح . كسى كه در أمور امكانات زندگى مورد مشورت قرار مىگيرد شايسته است