ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

161

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

تركيب مبادى خطابه‌اى كه نتيجتا گمان آور وبه حسب مورد وصورت قانع كننده باشد در بردارندهء قياس ، تمثيل واستقراء وآنچه شبيه برهان خلف است مىباشد . قياس را به مناسبت حذف كبرى گاهى ضمير ، واز جهت حدّ وسطى كه با فكر استخراج مىشود ، تفكير مىنامند . قياس يا به شكل اوّل آورده مىشود مانند سخن علي ( ع ) : مضوا قدما على الطّريقة واوجفوا على المحجّة فظفروا بالعقبى الدّائمة والكرامة الباردة « 135 » « راه راست را برگزيدند ودر راه روشن شتافتند . پس به آخرت جاويدان وكرامتي نيك وگوارا دست يافتند . » در اين سخن حضرت ، كبراى قياس عبارت است از وكلّ من كان كذلك ظفر بالعقبى الدائمة ( كه حذف شده است ) چنين قياس را دليل مىنامند . يا به صورت شكل دوم مانند : فلان له ايمان في يقين فليس من الفسّاق « يعنى فلان شخص داراى ايمان ويقين است پس از بدكاران نيست » . كبراى اين قياس « ولا واحد من الفسّاق كذلك » بوده وحذف شده است . يا به صورت شكل سوّم ، مانند اين مثال : العارف شجاع جواد فالشجاع جواد ، « شخص عارف شجاع وبخشنده است پس شخص شجاع بخشنده است . » كبراى اين مثال « العارف جواد » مىباشد كه حذف شده است « 136 » . آنچه به صورت شكل دوّم وسوّم آورده شود علامت ناميده مىشود . قياس ظنّى ( قياسي كه مقدّمات آن بر گمان استوار باشد ) گاهى در واقع نتيجة بخش نيست ، زيرا از شرايط خطابه اين نيست كه بر هيأتى نتيجة بخش استوار باشد چنان كه در شكل دوّم اگر صغرى وكبرى موجبه باشند نتيجة بخش

--> ( 135 ) خطبهء 115 ، نهج البلاغهء انصارى . ( 136 ) شكل اوّل آن است كه حد وسط در صغرى محمول ودر كبرى موضوع باشد . شكل دوّم آن است كه حد وسط در هر دو محمول باشد . شكل سوّم آن است كه حدّ وسط در هر دو موضوع باشد . - م .