ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
126
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
همچنين زندگى وحيات با خبر يار در لذّتبخشى مشتركند امّا زندگى در لذّتبخشى كاملتر از خبر يار است ، بدين لحاظ از باب مبالغه لفظ حيات را براي خبر يار استعاره آورده است . فصل پنجم : كناية كه داراى دو بحث است : بحث اوّل - حقيقت معناى كناية هر گاه لفظي به كار رود ومعنايى غير از معناى قراردادى لفظ منظور باشد دو صورت دارد : 1 - هنگام به كار بردن لفظ در معناى ثانوي ، يا معناى اصلى را در نظر داريم يا نداريم « 78 » ، اگر معناى اصلى را هم در نظر داشته باشيم كناية ناميده مىشود مانند اين سخن : « فلان شخص غلاف شمشيرش بلند است ، فلانى خاكستر زير ديگش زياد است » در مثال اوّل منظور از بلندى غلاف شمشير معناى حقيقي آن نيست بلكه منظور لازمهء بلندى غلاف يعنى بلندى قامت است . در مثال دوّم مقصود فراوانى خاكستر نيست بلكه منظور لازمهء آن يعنى پخت وپز زياد براي پذيرايى مردم است . اين نوع كناية را كناية در مفردات مىگويند . گاهى كناية به صورت مركّب به كار مىرود وكنايهء مركّب اين است كه به جاى اثبات يك معنى براي متعلّق شيئى ، چند معنى براي متعلّق آن ثابت كند مانند سرودهء شاعر : انّ المروّة والسّماحة والنّدى * في قبّة ضربت علي بن الحشرج « 79 » شاعر مىخواسته است اين صفتها را براي ممدوح خود به صراحت ثابت كند ، از آن عدول كرده وبه شكل كناية آورده وآن را به منزلهء قبهء برافراشته طرح كرده واز اين قبيل است ضرب المثل معروف عرب : « بزرگوارى ميان جامههاى أو
--> ( 78 ) وقتي معناى اصلى را با معناى ثانوي در نظر نداشته باشيم مجاز نام دارد كه بعدا بحث خواهد شد . ( 79 ) جوانمردى ، بخشندگى وجود در قبهاى قرار دارد كه بر روى سر ابن حشرج افراشته شده است .