ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

127

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

وبخشندگى در رداى اوست » . مثالهايى كه گفته شد در مورد كنايهء تركيبي مثبت بود واينك كنايهء تركيبي منفى مانند سرودهء شاعر در توصيف زنى به عفّت : تبيت بمنجاة من اللوم بيتها * إذا ما بيوت بالملامة حلّت « 80 » شاعر براي دور ساختن آن زن از ملامت ، خانهء أو را از ملامت به دور ساخته است وبدين ترتيب با نفى ملامت از خانهء زن ، خود أو را از ملامت نفى كرده است . بحث دوّم - فرق ميان مجاز وكناية ، كناية عبارت است از به كارگيرى لفظ در معناى قراردادى خود ، ولى به گونه‌اى كه از آن معناى ديگرى كه مقصود است حاصل شود ودر عين حال لفظ از معناى قراردادى خود خارج نشده باشد . چنانچه لفظ از معناى قراردادى خود خارج شود در اين صورت مجاز است . مثلا هر گاه بگويى فلانى خاكستر زير ديگش زياد است وبخواهى زيادى خاكستر را دليلي بر بخشندگى أو قرار دهى ألفاظ ( زيادى خاكستر ) را در معناى اصلى به كار گرفته‌اى ولى مقصود از زيادى خاكستر معناى دوّمى است كه ملازم معناى اوّل مىباشد وآن بخشندگى است . بر خلاف مجاز كه لفظ از معناى اصلى به معناى ثانوي ( بدون ملازمه ) انتقال مىيابد . ( مطلب دوم ) مطلب دوّم در نظم گفتار ودر آن فصلهايى است :

--> ( 80 ) خانهء آن در سر زمينى به دور از ملامت قرار دارد ، در سرزمينى كه خانه‌هاى مردم ديگر در سرزنش وملامت غرق‌اند