ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

115

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

كانّه عاشق قد مدّ صفحته * يوم الوداع إلى توديع مرتحل أو قائم من نعاس فيه لوثته * مواصل لتمطّيه من الكسل « 62 » لطف سرودهء شاعر در اين است كه سكنات ( حالتهاى ثابت ) بدن به دار آويخته را به تفصيل در اين دو بيت آورده است . اگر شاعر به دار آويخته را فقط تشبيه مىكرد به كسى كه از خواب برخاسته است براي شنونده آسانتر درك مىشد ، زيرا اين مقدار از تشبيه را خود بيننده بدون توضيح مىفهمد ولى تفصيل تشبيه در بارهء هر يك از اجزاى شخص به دار آويخته جز به تأمل حاصل نمىشود ، تفصيل تشبيه نياز داشت به اين كه شاعر به هر يك از جزئيّات كار شخص از خواب برخاسته توجه كند مانند دقّت در كشش دستها وبرخاستن از خواب بدون خواب كامل وكسالت به دليل خوابى كه بروى عارض شده است ونظير اينها . در تشبيهى كه رعايت تفصيل مىشود أصل اين است كه بر أموري كه در عرف براي بينندگان روشن است أوصاف ديگرى نيز كه نياز به دقّت دارد اضافه وعلت بيان شود . بحث چهارم - در مراتب تشبيه از جهت خفا وظهور مىباشد گاهى مبناى تشبيه تخيّل است ومشبّه وجود خارجي ندارد مانند تشبيه كردن شقايق به پرچمهاى ياقوتى كه بر بالاى نيزه‌هاى زمرّدين افراشته شده باشند ( پرچم ياقوتى ونيزه زمردى وجود خارجي ندارد ) . گاهى تشبيه به امرى مىشود كه وجود خارجي دارد در اين صورت هيأت تركيبي تشبيه كم وبيش در خارج وجود دارد چنان كه در مقايسه ميان سرودهء زير :

--> ( 62 ) شخص به دار آويخته به عاشقى مىماند كه روز خدا حافظي با معشوقش ، آغوش مىگشايد يا مانند شخصي مىماند كه هنوز خوابش كامل نشده از خواب بلند مىشود وهمراه خميازه دستهاى خود را باز مىكند .