ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

110

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

جسم متحرّك وساير صفات عرضى آن را رعايت كند . چنان كه ابن معتزّ در سرودهء زير رعايت كرده است : وكانّ البرق مصحف قار * فانطبقا مرّة وانفتاحا « 57 » شاعر در اين شعر به همهء أوصاف برق ومعاني آن جز كيفيّتى كه چشم از انبساط وانقباض مىبيند توجّه نكرده است . وسپس به أوصاف حركت به دقّت نگريسته است تا ببيند كدام صفت شباهت بيشترى دارد به آنچه كه قرائت كننده انجام مىدهد . مشابهت را در باز وبسته شدن بهتر يافته است . حسن تشبيه در شعر بدان جهت نيست كه شاعر جمع بين مختلفين ( باز وبسته شدن ) كرده است ، بلكه به دليل موافقتي است كه در جهت تشبيه ميان كيفيّت برق وباز وبسته شدن كتاب وانطباق كامل در اتّفاق واختلاف بين آن دو موجود است مىباشد واز چيزهايى كه در جامعيّت بين دو مختلف مناسبت دارد . گفتهء شاعر عرب است كه چيزى را علّت ضدّ آن قرار داده است : اعتقني سوء ما صنعت من الرّق * فيا بروزا على كبدي فصرت عبد السّوء فيك * وما أحسن سوء قبلي الياحد « 58 » ( ركن سوم ) ركن سوم در فايده تشبيه است كه گاهى به مشبّه وگاهى به مشبّه به بر مىگردد . هر گاه فايدهء تشبيه به مشبّه برگردد به دو صورت زير تقسيم مىشود :

--> ( 57 ) گويا جهش برق مانند كتاب مورد مطالعه است كه گاهى باز وگاهى بسته مىشود . ( 58 ) بد رفتارى تو مرا از بردگى آزاد كرد وروشن است كه چه بر من مىگذرد بنا بر اين من بندهء بديهاى تو شدم وچه خوب است چنين بديى از ناحية من براي اشخاص ديگر