ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

111

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

1 - گاهى فايدهء تشبيه روشن كردن حكم مجهول است . 2 - گاهى فايدهء تشبيه روشن كردن حكم مجهول نيست . وجه أول يا بدين منظور است كه ممكن بودن آن را براي كسى كه اين حقيقت برايش روشن نيست توضيح دهد ويا بدين منظور است كه مقدار آن را شرح دهد . در صورتي كه بخواهد امكان وقوع آن را شرح دهد نياز به آوردن تشبيه دارد مانند سرودهء شاعر : فان تفق الأنام وأنت منهم * فانّ المسك بعض دم الغزال « 59 » مقصود شاعر اين است كه فرد مورد ستايش چنان برترى مقام وجلال يافته است كه ميان أو مردم مشابهتى نمانده وگويا أو موجود ديگرى شده وخود اصلى ديگر جداى از مردم دارد وچون اين ادّعا ، به ظاهر غير قابل قبول وممتنع مىنموده است زيرا بعيد است كه انسان در فضيلت آن قدر ارتقا يابد كه از بنى نوع انسان خارج شود . شاعر استدلال كرده است كه اين امر بعيد نيست زيرا كه مشك در أصل هر چند خون نافهء آهو است ولى اكنون كسى به مشك خون نمىگويد وحقيقت آن از صفت خون بودن خارج شده است . در صورتي كه بخواهد مقدار حقيقت را بيان كند از تشبيه استفاده مىكند مانند مثال زير در تشبيه شيء سياه به سياهى كلاغ : انّه كحلك الغراب ، « أو مانند كلاغ سياه است » . منظور از اين تشبيه مقدار واندازهء سياهى است نه وجود سياهى . وجه دوم كه روشن كردن حكم مجهول نيست نيز به دو صورت وبه دو منظور انجام مىگيرد : الف - موردى كه مقصود از بيان تشبيه ، نزديك كردن ذهن از امرى دور به

--> ( 59 ) هر چند مقام تو در ميان مردم به أوج رسد ، با اين وصف از مردم گفته مىشوى ، زيرا مشك پاره‌اى از خون آهو مىباشد .