ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
109
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
است » ، كه اگر كدر وتلخ بودن از عبارت فوق حذف شود تشبيه مشبّه ، به آب در صافي وعسل در شيرينى به حال خود باقي مىماند وصدمهاى به معناى كلام وارد نمىآورد . بحث هفتم - از مباحث تشبيهات - به لحاظ وجه شبه در تشبيه بايد مناسبت تشبيه رعايت شود ، بدين معنى كه اگر شيئى در جهت خاصي به شيئى تشبيه شد نمىتوان مشابهت آن دو را در آن جهت خاص به ديگر ويژگيهاى آن دو سرايت داد ، زيرا در اين صورت موجب خطا واشتباه مىشود مثلا اگر گفته شود : النحو في الكلام كالملح في الطعام ، « نحو در سخن مانند نمك در طعام است » ، وجه شبه در اين تشبيه انسجام كلام به وسيلهء نحو ومطبوع شدن غذا به وسيله نمك است . مقصود اين است كه همان گونه كه طعام جز با نمك مطبوع نمىشود سخن نيز جز با نحو قوام واستحكام نمىيابد . بنا بر اين گمان بعضي داير بر اين كه چون نمك بيش از اندازه غذا را نامطبوع مىكند پس رعايت فراوان نحو هم سخن را از انسجام مىاندازد ، گمان باطلى است . زيرا نحو عبارت از آگاهى به قواعد وقوانين مقرر ومعيّن كلام است ومحال است زيادة ونقصان در به كارگيرى آن تصوّر شود ، مثلا در اين جمله : كان زيد قائما ، « زيد ايستاده بود » ، ناگزير بايد اسم كان مرفوع وخبر آن منصوب باشد ، اگر رعايت اين قاعده شد نحو رعايت شده واگر رعايت نشد قاعدهء نحو رعايت نشده است ، بنا بر اين زيادى ونقصان در رعايت اين قاعده بىمعنى است . منظور محدود ومعيّن بودن علم نحو است نه كم وزيادى آن نزد اشخاص . بحث هشتم - از مباحث تشبيه در اكتساب وجه مشابهت است راه دست يافتن به وجه شبه جدا كردن وجه شبه از چيزهايى است كه مشبّه به را از ديگر اشيا جدا مىكند . مثلا هر گاه كسى بخواهد چيزى را به چيزى در جهت حركت تشبيه كند فقط لازم است مشابهت بين دو كيفيّت حركت ، بدون در نظر گرفتن