ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

108

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

مقصود ( جامعيّت تشبيه ) با جدا كردن اجزاى تشبيه باقي نمىماند . صورت دوّم ، اجزاى تشبيه قابل تفكيك نباشد ، مانند سرودهء شاعر : كانّما المرّيخ والمشترى * قدّامه في شامخ الرّفعه منصرف باللّيل عن دعوه * قد أسرجت قدامه الشّمعه « 56 » اگر در اين مثل بگويى : كانّ المرّيخ منصرف عن دعوة ، ومشترى وشمع را در عبارت نياورى خلاف تشبيه رفتار كرده‌اى زيرا تشبيه براي مرّيخ در صورتي حاصل است كه عبارت « پيشاپيش آن مشترى به صورت چراغى فروزان » آورده شود . بنا بر اين اجزاى تشبيه در اين مثل جدا آورده نمىشود . بحث ششم - از مباحث تشبيهات در بارهء تشبيهاتى است كه در مفهوم ومعنى متعدّد ودر عبارت مجتمع باشد . در صورتي تشبيه چنين است كه از أمور فراوانى گرد آمده باشد بدون آن كه برخى از اين تشبيهات به برخى ديگر مقيّد باشد . بدين ترتيب بخشي از تشبيهات به برخى ديگر به منظور أهداف مختلفي ضميمه شده است ولى هر كدام از تشبيهات معناى خاص خود را دارند . در اين نوع تشبيه دو ويژگى است به ترتيب زير : 1 - رعايت ترتيب خاصّى لازم نيست . مثلا اگر بگويى زيد در جرأت همانند شير ، در بخشش همانند دريا ، در برندگى وتيزى همانند شمشير ودر روشنايى همانند ماه است ، لازم نيست كه در اين تشبيهات نظام خاصي را رعايت نمايى ( يعنى مىتوان اين عبارت را پس وپيش بيان كرد ) . 2 - در اين نوع تشبيه اگر بعضي از تشبيهات حذف شود ، در تشبيهات موجود ديگر تغيير وضعي پيدا نمىشود مانند گفتهء أهل عرب در توصيف شيء با صفات متضاد : هو يصفو ويكدر ويحلو ويمرّ ، « أو صاف وكدر وشيرين وتلخ

--> ( 56 ) گويا مريخ وپيشاپيش آن مشترى در بلنداى آسمان به شخصي مىماند كه در شب از دعوت برگشته وپيشاپيش آن شمعى بر افروخته باشد .