ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
103
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
مثال تشبيه در حركت مانند تشبيه شيء شتابان به تير . اشتراك در كيفيّت جسماني مانند اين كه گفته شود فلانى در ناداني وحرص وشهوترانى مانند الاغ است ويا فلانى در غضب مانند پلنگ است . تشبيه در كيفيّت نفساني مانند اشتراك در غرايز واخلاق مانند كرم ، بردبارى ، شجاعت ، هوش ، تيزفهمى ، علم وزهد . مانند اين كه بگويى فلانى در بخشندگى مثل حاتم است يا فلانى در شجاعت مانند عمر وبن معدى كرب است . در صورتي كه وجه شبه اشتراك در حالت إضافي باشد ، مانند اين كه گفته شود اين دليل در وضوح مانند خورشيد است . وجه اشتراك در اين جا وضوح وآشكارى در ديدن وفهميدن است واين روشنى ووضوح حالت إضافي است . گاهى وجه شبه بسيار آشكار است چنان كه در مثال قبل گذشت وهمچنين مانند تشبيه گفتار شخصي به آب ونسيم از حيث روان بودن ولطافت . واين در صورتي ممكن است كه در ألفاظ كلمات شخص تنافر وجود نداشته باشد وبر زبان آسان جارى شود واز زبان بيگانه وناآشنا استفاده نشده باشد ودل از شنيدن آن آرامش يابد . وبه سبب اين كه زود ادراك مىشود تشبيه به آب شده كه بسرعت در حلق وارد مىشود ، وبه نسيم تشبيه شده كه زود در بدن اثر مىكند . گاهى وجه شبه پوشيده است مانند سخن كسى كه بنى المهلّب را هجو كرده وگفته است : « ايشان مانند حلقه فلزى هستند كه دو سرش معلوم نيست . » آيا نمىبينى كه از اين جمله مقصود بخوبى فهميده نمىشود مگر براي كساني كه ذهنشان فراتر از تودهء مردم است ؟ بحث دوّم - در تقسيم وجه شبه به گونهاى ديگر وجه شبه گاهى نزديك به ذهن است وگاهى دور از ذهن در صورتي كه نزديك به ذهن باشد بدين گونه است كه هر گاه دايره بودن خورشيد ونوراني بودن آن در نظر باشد ، دايره آينه شكل روشنى