ناشئ اكبر ( مترجم : على رضا ايمانى )

82

مسائل الامامة ومقتطفات من الكتاب الاوسط ( فرقه هاى اسلامى و مسأله امامت ) ( فارسي )

كفرآميز ديگرى مىگويد ، ولى پيش از ورود به خانه هردو مؤمن بودند ، ما وارد خانه مىشويم تا بدانيم كداميك كفر مىگويد ، ناگهان مىبينيم هردو مرده‌اند . ما نمىتوانيم آنان را دوست بداريم و يا از آنان تبرى جوييم ، نه به صورت جمعى و نه انفرادى ؛ زيرا مىدانيم كه يكى از آن دو كافر بوده‌اند . در اين صورت شايد ما كافرى را دوست داشته يا بر او ترحّم كرده باشيم . فرقهء هشاميّه 92 . هشام بن عمرو فوطىّ و قاسم بن خليل دمشقى كه از هواداران امامت فاضل‌اند ، مىگويند كه اساسا حضرت على ( ع ) و طلحه و زبير با يكديگر نجنگيدند و از هم تبرّى نجستند ، بلكه تنها در بصره اجتماع كردند تا در مورد قتل عثمان به اختلاف مردم رسيدگى كنند و بدانند كه قاتلان او چه كسانى بوده و كجا هستند ، ولى يكى از دو سپاه عجله كرد و اين باعث شد كه جنگ ميان آنان آغاز شد در حالىكه حضرت على ( ع ) و طلحه و زبير از بروز جنگ ناخشنود بودند . آنان نقل كرده‌اند كه چون مروان بن حكم از طلحه ضربه‌اى خورده بود ، در حالىكه طلحه مردم را از جنگ باز مىداشت ، به سوى او تيرى انداخت و او را كشت ، و زبير كه از جنگ به سوى منزلش بازمىگشت ، عمرو بن جرموز در منطقهء وادى سباع با او برخورد كرد و او را كشت و جنگ خاتمه يافت . ازاين‌رو فرقهء هشاميّه ، حضرت على ( ع ) و طلحه و زبير و عايشه را دوست داشته و از پيروان اينان تبرّى نمىجويند . عقيدهء معتزليان بدعت‌گذار 93 . حفص الفرد و ضرار در مسئلهء امامت عقيده‌اى دارند كه با ديگر فرقه‌هاى معتزله متفاوت است . اين دو كه به امامت فاضل عقيده دارند چنين مىگويند كه هرگاه دو نفر شايستهء امامت باشند امّا يكى قريشى ( سيّد ) و ديگرى نبطىّ ( غير سيّد ) ، بر مسلمانان واجب است كه فرد نبطى را به امامت برگزينند ، زيرا