ناشئ اكبر ( مترجم : على رضا ايمانى )
69
مسائل الامامة ومقتطفات من الكتاب الاوسط ( فرقه هاى اسلامى و مسأله امامت ) ( فارسي )
قرار نگرفته بود ، به ولايت او تن مىدهند ولى در بقيه دوران خلافتش از او تبرّى مىجويند و ازاينرو به نام بتريّه [ - بريدگان ] ناميده شدند كه پس از شش سال از خلافت عثمان از وى تبرّى جسته و از ولايتش دست شستند . آنان گمان مىكردند كه تمام مردم در علم و دانش مشتركاند و فرزندان حضرت على ( ع ) با ديگران ، از عرب و عجم يكساناند و بر خلاف پيروان مكتب امامت ، علم را مختص به شخص معيّنى نمىكردند و همانند جاروديّه نبودند كه بگويند علم حلال و حرام تنها در نزد فرزندان حضرت فاطمه ( س ) است . 69 . فرقهء ديگرى از زيديّه كه پيروان سليمان بن جرير رقّى هستند معتقدند كه پس از پيامبر ( ص ) حضرت على ( ع ) برترين مردم و شايستهترين آنان براى تصدّى امامت است ، چه اينكه پيامبر اكرم ( ص ) فضيلت و برترى وى را براى مردم بيان كرده بود و جانشينى او را ، به مصلحت امت مىدانست ؛ زيرا آن حضرت فرموده بود : « اگر او را به ولايت بر خويش برگزينيد - كه هرگز چنين نخواهيد كرد - او را هدايتگرى راه يافته مىيابيد كه شما را به حق وامىدارد . » و در حديث ديگر فرمود : « على ، راه روشن است . » سليمان رقىّ مىپنداشت كه پيشينيان در ولايت بخشيدن به ابو بكر خطايى مرتكب شدند كه نه مىتوان آنان را كافر شمرد و نه گمراه پنداشت ، زيرا آنان با اجتهاد به اين نتيجه رسيدند ، و به همين خاطر هيچ كفر و ضلالتى را نمىتوان به آنان نسبت داد . او مىپنداشت كه خداوند از مردم خواسته است تا در امورى كه در آن نصّ وجود ندارد ، به اجتهاد گردن گذارند . او مىگفت : از آنجا كه پيامبر ( ص ) چنانكه به نماز و قبله تأكيد فرموده به امامت حضرت على ( ع ) تصريح نكرده و بهگونهاى غير صريح و با اشاره ، مردم را بدان تشويق نموده و به برترى حضرت على ( ع ) رهنمون شده است ، ازاينرو راه امامتش از طريق اجتهاد است ؛ تا اگر مردم در امورى كه نص در آن نرسيده اجتهاد كنند و به خطا بروند ، معصيت كار نباشند و ملامت نشوند . سليمان از عثمان تبرّى مىجست و هركسى را كه با حضرت على ( ع ) به