ناشئ اكبر ( مترجم : على رضا ايمانى )
55
مسائل الامامة ومقتطفات من الكتاب الاوسط ( فرقه هاى اسلامى و مسأله امامت ) ( فارسي )
خوردنى و نوشيدنى باشد و چه از امور جنسى . همچنين مىگفتند : اين امور براى ديگران حرام شده تا كيفرى براى انكار و عدم معرفت آنان نسبت به امام باشد ، ولى براى عارفان بهعنوان پاداش شناختشان حلال گرديده است . آنان قائل بودند كه وظيفهء بندگان شناخت امامى است كه حجت خداى عزّ و جل بر خلق و سفير و فرستاده او ميان خود و بندگانش مىباشد و بر آنان واجب است كه هركس او را دوست مىدارد دوست بدارند و با هركس كه او دشمن است دشمنى كنند . اين فرقه همان « خرّميّه » هستند كه گرچه در گرايشها و رهبران خود با يكديگر اختلاف دارند ، ولى تمامى آنان در آنچه از گفتههاى آنان نقل كرديم اتفاقنظر دارند . 49 . گروه دوم كه با عنوان « خداشيّه » شناخته مىشوند پيروان خداش هستند ، همان كسى كه فرقهء راونديه او را « خادش الدين » يعنى معيوب كنندهء دين مىنامند . اين گروه [ در مورد امام ] همانند فرقهء مسلميّه ، پيروان ابو مسلم ، محمد بن على نوادهء عبد الله بن عباس بن عبد المطلب را امام مىدانستند ولى اصحاب ابو مسلم معتقد بودند كه امامت پس از مرگ ابو العباس ، عبد الله بن محمد بن على از فرزندان عباس به ابو مسلم منتقل شده است ، اما خداشيّه مىگفتند كه مقام امامت پس از محمد بن على نوهء عبد الله بن عباس به خداش رسيده و در ميان فرزندان عباس محل مناسبى نيافته است . آنان معتقد بودند كه محمد بن على همان كسى است كه خداى عزّ و جل دربارهء او فرموده است : « آيات و نشانههاى خويش را به دو داديم ولى او خود را از نشانههاى الاهى جدا كرد و به دنبال آن شيطان در پى او رفت و در نتيجه از گمراهان شد . » « 1 » تفصيل سرگذشت آنان با محمد بن على خواهد آمد . آنان نيز به امامت و برداشته شدن فرايض دينى معتقد بودند . روزه در نگاه آنان بهمعناى رازدارى نسبت به امام است و نماز يعنى ارتباط با او و جهاد ، ريختن خون مخالفان خود به صورت ترور از طريق خفه كردن يا گردن زدن يا مسموم ساختن و نيز
--> ( 1 ) . اعراف ، 175 .