ناشئ اكبر ( مترجم : على رضا ايمانى )
56
مسائل الامامة ومقتطفات من الكتاب الاوسط ( فرقه هاى اسلامى و مسأله امامت ) ( فارسي )
ربودن اموال آنان و بازپرداخت يك پنجم آن به امام است . همچنين آنان به « قلب » [ - تغيير يافتن صورت الاهى ] و به « تناسخ ارواح » عقيده داشتند . يكى از شاعران شيعه مذهب ضمن شعرى آنان را چنين هجو مىكند : « 1 » خداش همان كسى است كه دين ( خدا ) را با عقايد گمراهكنندهاى كه رواج مىداد معيوب ساخت او به « قلب » پاىبند بود و گاه به انجام محرمات شرعى و به كشتار زنان و كودكان حكم مىكرد شگفتآورتر از اين چيست كه شخصى در آن واحد هم أزرقى [ از فرقهء أزارقهء خوارج ] باشد و هم رافضى [ شيعه ] » اعتقاد به « قلب » در نگاه آنان به اين معناست كه خداى عزّ و جل خود را از صورتى به صورت ديگر درآورد و براى بندگان خود به اشكال گوناگون ظاهر گردد . آنان براى اثبات اين عقيده چنين استدلال كردهاند كه جبرئيل ( ع ) خود را به صورتهاى متفاوتى درآورد . چه اينكه او نزد پيامبر ( ص ) معمولا به شكل « دحيهء كلبى » ظاهر مىشد و يك بار هم به شكل مردى أعرابى آشكار گشت و از ايمان و احكام اسلام پرسيد كه پيامبر ( ص ) فرمود : « اين جبرئيل است كه براى آنكه آموختن احكام دين به شما نزد شما آمده است » . در جنگ بدر نيز به صورت مردى اسبسوار مشاهده شد كه عمامهاى بر سر داشت و دو طرف آن را روى شانههايش افكنده بود . روزى پيامبر ( ص ) از وى خواست تا به بزرگترين هيئت خود در آيد ؛ او بدين منظور پيامبر را به بقيع فراخواند و يكى از بالهاى خود را چنان گستراند كه افق را پوشانيد . آنان چنين نتيجه گرفتهاند كه وقتى جبرئيل مىتواند بدون آنكه ذاتش تغيير يابد يا حقيقت وجودش از بين برود ، براى پيامبر ( ص ) به صورتهاى گوناگون
--> ( 1 ) . أطعنا رسول الله ما كان بيننا * فيال عباد الله ما لأبى بكر اذا مات بكر قام بكر مكانه * و تلكم لغمر الله قاصمة الظهر