ناشئ اكبر ( مترجم : على رضا ايمانى )

54

مسائل الامامة ومقتطفات من الكتاب الاوسط ( فرقه هاى اسلامى و مسأله امامت ) ( فارسي )

خود ، مبانى اعتقادى خويش را از ابو هاشم عبد الله بن محمد حنفيه گرفته‌اند . گروهى از آنان هم‌اكنون « هريريّه » - پيروان ابو هريرهء روندى - شناخته مىشوند . آنان در زمان خلافت مهدى [ عباسى ] نپذيرفتند كه امامت از فرزندان على ( ع ) به فرزندان عباس منتقل شده باشد . همين ابو هريره معتقد بود كه پس از پيامبر ( ص ) عباس بن عبد المطلب امام بوده زيرا او عموى پيامبر ( ص ) و برادر پدرش بوده و خداى متعال [ در قرآن ] فرموده است كه « خويشاوندان نسبت به يكديگر اولويت دارند . » « 1 » ازاين‌رو عباسيان نسبت به على ( ع ) براى احراز جايگاه پيامبر ( ص ) و ميراث او شايسته‌ترند ! ابو هريره امام پس از عباس را فرزندش ، عبد الله بن عباس ، مىدانست و پس از او فرزندش ، على بن عبد الله ، و سپس فرزندش ، محمد بن على و آنگاه فرزندش ، ابراهيم بن محمد و بعد از او ابو العباس بن محمد و به دنبال او ابو جعفر منصور [ دوانيقى ] يعنى عبد الله بن محمد را امام مىشمرد . [ خلاصه ] : شيعيان عباسى در اصل دو گروه‌اند : 1 . بكيريه يعنى پيروان بكير بن ماهان كه معتقد بودند امامت از ابو هاشم عبد الله فرزند محمد حنفيه به فرزندان عباس منتقل شده است ؛ 2 . هريريّه يعنى پيروان ابو هريرهء روندى كه پس از پيامبر ( ص ) عباس را امام مىدانستند . 48 . از زاويه‌اى ديگر ، شيعيان عباسى را مىتوان به سه فرقه تقسيم كرد : فرقهء اول كه به « مسلميّه » شهرت داشتند ، پيروان ابو مسلم و مواليان او بودند كه مىپنداشتند او نمرده و در قيد حيات است . آنان محرمات شرعى را حلال شمرده و شرايع و احكام را بىاعتبار مىدانستند ، چه اينكه معتقد بودند تنها وظيفهء مردم شناخت امام است و هركس به او معرفت پيدا كرد تمامى فرايض دينى از او ساقط گشته و تمامى محرمات براى وى مباح مىگردد ؛ چه از امور

--> ( 1 ) . انفال ، 75 .