ناشئ اكبر ( مترجم : على رضا ايمانى )

31

مسائل الامامة ومقتطفات من الكتاب الاوسط ( فرقه هاى اسلامى و مسأله امامت ) ( فارسي )

13 . هنگامى كه مردم مدينه با ابو بكر بيعت كردند و خبر رحلت پيامبر ( ص ) به عرب‌ها رسيد ، بيشتر آنان مرتدّ شده ، از اسلام بازگشتند . [ ولى بر خلاف اين قول ] گروهى معتقدند كه آنان مرتد نشدند ، بلكه از پرداخت زكات اموال خود به كارگزاران حكومت ابو بكر سر باز زده ، اظهار داشتند كه « ما خود سزاوارتريم كه زكات اموال خويش را در ميان تهىدستان و نيازمندان خود تقسيم كنيم » . آنان چنين مىپنداشتند كه پرداخت زكات به كارگزاران زكات در زمان پيامبر ( ص ) از ويژگىهاى آن حضرت بوده است ؛ ازاين‌رو هنگامى كه خداى عزّ و جل پيامبرش را قبض روح كرد ، مردم زكات اموال خويش را به اختيار خود در ميان تهىدستان خويش تقسيم مىكردند . حطيئه عبسى [ شاعر ] در اين‌باره مىگويد : تا هنگامى كه رسول خدا در ميانمان بود از او اطاعت كرديم اما بندگان خدا ! در مورد ابو بكر چنين نيست هرگاه [ ابو ] بكرى بميرد [ ابو ] بكر ديگرى به جاى او برمىخيزد و سوگند به خدا ، اين [ اطاعت ] كمرشكن است در اين هنگام ابو بكر گفت : « اگر مردم آنچه را كه به پيامبر خدا ( ص ) مىدادند ، از من دريغ كنند هرچند افسار شترى باشد ، با آنان مىجنگم . [ ازاين‌رو ] خالد بن وليد مخزومى را به سوى آنان گسيل داشت . خالد با آنان جنگيد تا سرانجام اعتراف كرده ، به بيعت با ابو بكر گردن نهادند و زكات اموال خويش را به كارگزاران وى پرداختند . 14 . بدين صورت نخستين اختلاف در [ تاريخ ] اسلام پديد آمد : انصار كه در سقيفه جمع شدند ، مهاجران كه با ابو بكر بيعت كردند ، بنى هاشم كه با على ( ع ) در منزل فاطمه اجتماع كردند و عرب‌ها كه از پرداخت زكات به كارگزاران ابو بكر سرپيچيدند . 15 . اهل قبله همچنان با همدلى و وحدت كلمه در راه پيروى از پيشوايان خود ، همان‌گونه كه با پيامبرشان رفتار مىكردند ، از جان و مال خود دريغ