ناشئ اكبر ( مترجم : على رضا ايمانى )
140
مسائل الامامة ومقتطفات من الكتاب الاوسط ( فرقه هاى اسلامى و مسأله امامت ) ( فارسي )
114 . عبد الله دربارهء گرانى و ارزانى مىگويد : ممكن است كه اين دو از ناحيهء خداى عزّ و جلّ باشند و نيز ممكن است كه از بنده نشئت بگيرند ؛ چه اينكه خداى سبحان هرگاه امساك كند ، گرانى پيش مىآيد و هرگاه عنايت كند ، ارزانى تحقّق مىيابد . از طرفى ، اگر بنده [ قيمت ] آنچه را وجود دارد بالا ببرد ، گران مىشود و اگر پايين آورد ارزان مىگردد . اما نرخ فعل خدا نيست ، بلكه به معناى بهاى شىء است . همانطور كه گفته مىشود : اين شىء چقدر نرخگذارى مىشود ، يعنى بهاى آن چقدر است ، كه اين بها نتيجهء عمل قيمتگذار است . آنان بها را مجازا نرخ ناميدهاند ، چنانكه محبس ( زندان ) را حبس ( زندانى كردن ) مىگويند ، در حالىكه حبس عمل شخص زندانىكننده است . 115 . [ متكلّمان ] مىگويند : نمىتوان گفت : خداوند [ كافران را ] بر كفر يارى داده است و يا توان بخشيده است بدون آنكه خود كافر نقشى داشته باشد ؛ هرچند خداوند نيروى انجام آنچه را تحقّق مىيابد ، به او داده است . مگرنه اين است كه خداى عزّ و جل همانند انسانها خود آفرينندهء جنين است ، ولى گفته نمىشود كه خدا آبستن كرده است ؛ زيرا اين سخن در ذهن ، اين معنا را ايجاد مىكند كه باردار شدن از ناحيهء او صورت گرفته است ، به همان وجهى كه از ناحيهء انسان واقع مىشود . همچنين اگر گفته شود خداوند كافران را بر كفرشان كمك كرده است ، اين سخن موهم اين معناست كه او به كافر قدرتى داده است تا كفر از آن حاصل گردد . 116 . همچنين گفتهاند كه تفضّل الاهى ، در مقابل [ عمل انسان ] نيست ؛ زيرا آنچه در خدا واجب است ، تنها پاداش عمل است و افزون بر آن را مىتواند انجام دهد يا ندهد . براى اثبات اين سخن چنين استدلال كردهاند كه مىتوان از خداوند خواست كه تفضّل كند ؛ ولى روا نيست از خدا خواسته شود كه به وعدهء خود وفا كند يا در سخن خود راست بگويد . 117 . اما ديگران اظهار داشتهاند كه تمامى افعال الاهى [ برمبناى ] عدل است و از اينكه بگويند همه كارهاى خدا فضل و بخشش است ، امتناع ورزيدهاند .