ناشئ اكبر ( مترجم : على رضا ايمانى )
141
مسائل الامامة ومقتطفات من الكتاب الاوسط ( فرقه هاى اسلامى و مسأله امامت ) ( فارسي )
118 . متكلّمان ميان بخشش خدا و بخشش بندگان تفاوت قائل شده و گفتهاند : هنگامى كه خدا چيزى به بندهاش عنايت مىكند ، مىگويند : بر او تفضّل كرد ، چرا كه خداوند مالك آن چيزى است كه به بنده عطا كرده است . امّا اگر بنده چيزى به كسى داد ، مالك آن نبوده است . 119 . عبد اللّه مىگويد : هرگونه پاداشى از خدا فضل و بخشش است ؛ اما هر فضل و عنايتى از او پاداش به شمار نمىآيد . چه اينكه خداى تعالى ابتدائا بر بندگان تفضّل كرده و اين فضل ابتدايى ، پاداش نبوده است ، اما اينكه پاداش الاهى به بندگان نيز فضل و بخشش است ، از آن روست كه او از همان ابتدا آنان را در معرض كارهايى كه موجب پاداش بوده ، قرار داده است . 120 . [ از ميان متكلّمان ] كسانى كه تمامى افعال الاهى را [ برطبق ] عدل دانسته و نپذيرفتهاند كه همهء اين افعال ، خير باشد ، چنين استدلال كردهاند كه خداوند گاهى عذاب مىكند ؛ ولى فعل او ، نه براى كسانى كه آنان را عذاب كرده و نه براى ديگران ، خير به شمار نمىآيد . آنان افزودهاند كه اگر عذاب الاهى خير مىبود ، روا بود كه براى كافر گفته شود « جزاك اللّه خيرا » يعنى خدا خيرت دهد ، چنانكه گفته مىشود « جزاك اللّه عدلا » يعنى خدا به مقتضاى عدلش با تو رفتار كند . عبد اللّه مىگويد : گاه خداى متعال كارهايى انجام مىدهد كه نه عدل است و نه فضل و بخشش ، چه اينكه اگر به فرض خداوند آتش يا زمين يا آسمانى يا جز اينها را بيافريند و كسى را كه از نور آن [ آتش ] بهرهمند شود يا از آن [ زمين و آسمان ] استفاده كند خلق ننمايد ، در اين صورت نه مىگوييم كه خداوند با اين كار تفضّل فرموده و نه مىگوييم به وسيلهء اين آفرينش نسبت به كسى با عدالت رفتار كرده است . چه اينكه عدل ، از ناحيهء خدا تنها به اين معناست كه ميان درد و رنجى كه به حيوان داده و لذّتى كه به او عنايت كرده ، تعادل برقرار كند و ميان وعده و وعيد و پاداش و كيفر خود ، به عدالت رفتار كند . اما فضل الاهى تنها در مواردى است كه خداى عزّ و جل جود و بخشش كند ؛ اما هر