ناشئ اكبر ( مترجم : على رضا ايمانى )

139

مسائل الامامة ومقتطفات من الكتاب الاوسط ( فرقه هاى اسلامى و مسأله امامت ) ( فارسي )

كارى ] تكليف نمىكند . از اين‌رو هرگاه بنده تكليف را انجام ندهد يا ناقص انجام دهد ، مورد مؤاخذهء الاهى قرار مىگيرد . 111 . معتزليان معتقدند كه سخاوت و بخل‌ورزى [ هردو ] از افعال بندگان است ؛ چه اينكه آنان خود بر اين كردار ستايش مىشوند و يا مورد نكوهش قرار مىگيرند . انسان‌ها به خاطر فعل الاهى به وسيلهء آنان ، مدح يا مذمّت نمىشوند ؛ بلكه تنها در برابر عملكرد خويش است كه مورد مدح يا ذمّ قرار مىگيرند . اما ديگران معتقدند كه سخاوت و يا بخل در طبيعت [ انسان ] نهفته است و سزاوار نيست كسى را به خاطر آن ، مدح يا مذمّت كنند . [ زيرا ] اين دو با افعال بخشيدن يا امساك كردن متفاوت است ؛ چه اينكه آدمى گاه سخاوتمند است ، ولى نمىبخشد و گاه بخيل است و مىبخشد . پيروان نظريهء عدل [ از معتزله ] ، چنين استدلال كرده‌اند كه ستايش و نكوهش ، به دنبال دو صفت جود و بخل مىآيد ، هرچند اين دو غير از بخشش و امساك هستند . 112 . عبد الله مىگويد : بخشيدن و امساك كردن ، نه هردو باهم پسنديده‌اند و نه هردو نكوهيده و نه هردو در طبع [ انسان ] نهفته‌اند ؛ چه اينكه اگر اين‌گونه بود ، هيچ‌گاه انسان بخيل نمىبخشيد و يا انسان سخاوتمند بخل نمىورزيد . پس [ بايد گفت : ] صفت پسنديده از ميان اين دو آن چيزى است كه هنگام آفرينش و پيش از تربيت كردن ، مطابق با مقتضاى حكمت باشد و پس از تشويق و تهديد [ الاهى ] با اوامر [ شرع ] منطبق باشد . 113 . سخن دربارهء شجاعت و ترس كه آيا از ناحيهء خداست يا از سوى كسى است كه داراى آن است ، درست همانند سخن در باب سخاوت و بخل است . بنابراين از ميان شجاعت و ترس ، صفتى پسنديده است كه پيش از بعثت پيامبران با حقّ و درستى سازگار باشد و پس از آمدن پيامبران با اوامر [ آنان ] تطبيق كند . از اين‌رو طبع انسان شجاع يا ترسو او را بر اين دو خصلت يارى نمىدهد ، به همين خاطر ، به هيچ‌وجه نمىتوان گفت كه اين دو صفت برخاسته از طبع انسان‌اند .