أبو حاتم الرازي

مقدمة 16

أعلام النبوة

مىبالند ودر مجالس صدرنشين هستند وبا كذب وخرافات گلوى خود را پاره مىكنند وروايات متناقضى را روايت مىكنند كه برخى دال بر حدوث وبرخى حاكى از قدم قرآن است ، برخى جبر وبرخى ديگر اختيار را اثبات مىكند ، برخى حاكى از افضليت علي ( ع ) وبرخى حاكى از افضليت ديگران است . در اينجا أبو حاتم قول أو را سخت مورد انتقاد قرار مىدهد : ويك يك دعاوى وى را باطل مىكند . أولا فلاسفه تقليد در معاني غامض ودقيق را كه فهم آنها جز براي افراد خاصي آسان نيست ، جائز شمرده‌اند . پس چرا نبايد أهل أديان را از خوض در أموري كه عقل آنان از درك آن قاصر است نهى كرد ؟ وآنگهى أهل حق وعدل تقليد در أصول دين مانند توحيد ونبوت ويا اثبات امامت را جائز نمىدانند وپس از آنكه امر توحيد ونبوت محرز ومسلم شد ، به تقليد از امام حق وعادل وعالم حكم مىكنند . به علاوة اگر خوض وغور در أصول ومبادى دين ، بر همه مردم فرض شود ، تكليف ما لا يطاق است . آنگاه أبو حاتم براي اثبات اين كه تفكر وتعمق در أمور جائز ، بلكه واجب است ، به برخى از آيات قرآني استشهاد مىكند . وآنگهى احاديثى را كه محمد بن زكريا نقل كرده است ، حاكى از عدم اطلاع وى به أصول ومباني قرآن وأحاديث ، وحتى به مبادى لغت عرب است . پس از آن أبو حاتم يك يك أحاديث را نقل ومعناى حقيقي آنها را آشكار مىكند . بحث أبو حاتم بسيار عميق ودقيق است وخوانندهء مؤمن را با بسيارى از اسرار ورموز نهفته قرآن واخبار وأحاديث آشنا مىكند و