خواجه نصير الدين الطوسي
68
آغاز و انجام ( فارسي )
اجعلك مثلى و ليس كمثلى شىء » 2 . پس هر چه ارادت او به آن تعلق گيرد هم در حال موجود شود يعنى تمنى و وجدانش يكى بود . و اين معنى مثل درخت طوبى است در بهشت كه هر چه بهشتيان آرزو كنند آرزوى ايشان دفعة واحدة بر آن درخت طوبى حاصل باشد و در پيش ايشان حاضر آيد ، طُوبى لَهُمْ وَ حُسْنُ مَآبٍ 3 . و بازاء اين حال كسانى را كه اين سه صفت اقتضاء تكثر كند بحسب هر يكى نوعى از ناكامى و عذاب تولد كند ، انْطَلِقُوا إِلى ظِلٍّ ذِي ثَلاثِ شُعَبٍ لا ظَلِيلٍ وَ لا يُغْنِي مِنَ اللَّهَبِ 4 . پس بجاى درخت طوبى ايشان را درخت زقوم باشد ، إِنَّها شَجَرَةٌ تَخْرُجُ فِي أَصْلِ الْجَحِيمِ طَلْعُها كَأَنَّهُ رُؤُسُ الشَّياطِينِ 5 . طلع ابتداء وجود تخم است كه سبب انبات درخت باشد ، و رءوس الشياطين اهواى مرديه ، « ان الشياطين لتجرى من ابن آدم مجرى الدم فى العروق » 6 و رءوس ايشان مبادى اهواى انفس باشد . پس مبدأ هواى نفس مبدأ انبات اين درخت است و منشأ اهل هاويه . يادداشتها ( 1 ) - گوشش باشم كه با من بشنود و چشمش كه با من ببيند . ( حديث قدسى ) ( 2 ) - مرا فرمانبر ، تا ترا نمونهء خويش سازم و هيچ چيز مانند من نيست . ( حديث قدسى ) ( 3 ) - خوشا بر ايشان و سرانجام نيكو . ( رعد 13 / 29 ) ( 4 ) - بسوى سايبان سه شاخهاى برويد ، كه نه سايهاى دارد ( كه در آن خنك شويد ) و نه از آتش بازميدارد . ( مرسلات 77 / 31 ) ( 5 ) - براستى كه آن درختى است كه از دل دوزخ برآيد ، شكوفههايش گويا سرهاى ديوان است . ( صافات 37 / 65 ) ( 6 ) - براستى كه شيطانها در رگهاى فرزندان آدم همچون خون روانند . ( حديث )