خواجه نصير الدين الطوسي
21
آغاز و انجام ( فارسي )
فصل چهارم در اشاره به مكان و زمان آخرت چون دنيا ناقص است بمثابهء كودك ، و طفل را از دايه و گهواره گزير نيست دايهء او زمان است و گهوارهء او مكان و بوجهى پدر او زمانست و مادر او مكان . و مكان و زمان هر يك باثرى از آثار مبدع خود مخصوصاند ، و آن احاطت است بكاينات . چه اين احاطه خداى راست ، إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطٌ 1 . و زمان را احاطه كه اثر مبدعست چنان حاصل آيد كه بعضى از آن اول باشد و بعضى آخر و مكان را چنان كه بعضى ظاهر باشد و بعضى باطن و چون هر دو بذات و بطبع نيستند هيچ كدام در هيچ كدام تمام نيست . پس وجود هر بعضى از زمان اقتضاء عدم بعضى ديگر مىكند . و حضور بعضى از مكان اقتضاء غيبت بعضى ديگر مىكند . گذشته زمان نيست و آينده همچنين . اگر زمان وجودى دارد وجود حال است كه كمترين زمانى است ، و از خردى مقدارى ندارد . حكماء آن را « آن » خوانند . و اگر مكان را احاطتى هست همهء مكان راست نه جزوى را ازو ، و همهء مكان راست كه آسمان و زمين و ديگر