حكيم زجاجى
1185
همايون نامه ( تاريخ منظوم حكيم زجاجى ) ( فارسى )
در آن روز بد بو الغنايم وزير * به انبازى مجد ملك « 1 » خطير انر بود و بلكابك « 2 » و پيرزن * كه بودند با درد و رنج و حزن بدادند با بركيارق قرار * كه بدهند ميراث پانصد هزار بدادند برخاست از پيش شهر * بشد بركيارق به كين و به قهر به همدان در آن بوموبر جاى كرد * لوايى ز اقبال برپاى كرد سماعيل حالى جهاندار بود * در آن مملكت نيك در كار بود ورا وعده مىداد تركان « 3 » نهان * كه گردد ورا جفت از ناگهان به شرطى كه با بركيارق به جنگ * درآيد كند كار بر شاه تنگ خزاين فرستاد تركان برش * به كيوان رسيد از بزرگى سرش چو بر چارصد رفت هشتاد و شش * سماعيل شد اسب كرده به كش بشد ، كرد با بركيارق « 4 » مصاف * بسى زد در آن كوشش و كام لاف چو آن رزم با شاه بد ناصواب * شكست اندرآمد بدان كامياب به ماه رجب . . . . خواهد گريخت * به نزديك او خاك بر فرق ريخت مه روزه شد بركيارق درشت * سماعيل را عيد قربان بكشت تتش عم سلطان چو ماه بروج * در آن چند گه كرد ناگه خروج به سوى كهستان شد از گرد راه * فراوان بد آن كامران را سپاه از او بركيارق بپيچيد روى * نبودش به رزم اندرون چارهجوى سوى اصفهان رفت با صد سوار * به نزديك محمود دل سوگوار كه تركان در آن چند گه مرده بود * به مرگش دل پور آزرده بود
--> ( 1 ) به سبب آنكه مجد الملك در صدد كفايت اموال ديوانى شده ابواب منافع مقربان . . . حبيب السير ، 2 / 502 . ( 2 ) و امير اسفهسالار انر و بلكابك بر پانصد هزار دينار قرار دادند . راحة الصدور ، ص 140 . ( 3 ) تركان خاتون ملك اسماعيل را خال بركيارق وعده داد كه زن او باشد . راحة الصدور ، 141 . تركان خاتون خال بركيارق امير اسمعيل ياقوتى را به وعده مناكحت و مواصلت فريب داد . حبيب السير ، 2 / 501 . ( 4 ) در شوال همين سال ابن البارسلان كه سلطان ملكشاه او را ميل كشيده بود خروج كرد . حبيب السير ، 2 / 501 .