حكيم زجاجى
297
همايون نامه ( تاريخ منظوم حكيم زجاجى ) ( فارسى )
سوغونجاق در پيش دار شفا ( ؟ ) * ز كار عضد خسرو باصفا 200 بپيوست از هر طرف كارزار * برآمد به گردون گردان غبار به پيش شهان رفت هر روز جنگ * به رزم اندرون تير خوردند و سنگ نبد مانده از ماه جز هشت روز * بفرمود داناى كشورفروز هلاكو كه شاه دلافروز بود * به هر جنگ بر خصم پيروز بود به فرمان نبشتند شش مرد كار * يكى مرد بنوشت فرمان چهار 205 يكى سوى سادات با رنگ و بوى * كه بيرون خراميد بىگفتوگوى يكى سوى قضات و اصحاب علم * بزرگا [ ن ] دانا و ارباب علم يكى زآن بر مردم پيشهكار * كه دانند كردن به انديشه كار يكى نزد ارتاق ( ؟ ) و بازارگان * كه باشند دربند دينارگان يكى نزد ترسا و قوم جهود * نبشته در آنجا بدينگونه بود 210 [ كه ] شمشير ما بر شما شد حرام « 1 » * نخواهد بدن جز نويد و قوام به جان همگنان را امان دادهايم * در كام بر جمله بگشادهايم گر آيند بيرون گشادست راه * يكى تن نگردد از ايشان تباه [ اگر ] پيشكار است ، اگر ارگون ( ؟ ) * بيا . . . . . . شد نبشته مثال * به شكل شفق برنهادند آل 215 ببستند بر تير و انداختند * به شهر اندرون اين عمل ساختند . . . گشادند پر * يكايك به بيرون نهادند سر گروهى ز كوشش ستادند باز * نهفته برون آمدند از فراز . . . * گرانسنگ مىزن بر هر طريق « 2 » به پيش اندرون بود خيلى ز گرج * تهى گشت از خلق بارو و برج 220 . . . * مزاج زمانه دگرگونه گشت به شب گرجيان « 3 » نزدبان ساختند * سپيده بر برجها تاختند . . . * برابخاز با تير و خنجر شدند وزآنجا گرفتند بارو تمام * رسيدند آن نامداران به كام
--> ( 1 ) حوام ( 2 ) سه ( 3 ) قرچان