حكيم زجاجى

17

همايون نامه ( تاريخ منظوم حكيم زجاجى ) ( فارسى )

ز كنعان و از رمله و از كرك * رسيدند گردن‌كشان يك‌به‌يك و در مورد سنبه ( - فريفته شدن ) از حكيم زجّاجى : برون كن ز دل نقش خواب و خيال * مشو سنبهء ملك و مال و منال در تاريخ جهانگشاى جوينى كه به روزگار سراينده نوشته شده آمده است : اى مبارك قدم جمال على * عالمى گشت شادمان از تو تا به طوسش برفتى اندرپى * عاقبت هم نبرد جان از تو مىنيايد برون ز هيبت تو * صاحبا ، صاحب الزمان از تو هيچ مخلوق از تو جان نبرد * گر گريزد به آسمان از تو كه به روايت تاريخ ياد شده شعر از حكيم زجّاجى است و براى جمال الدين على تفرشى سروده شده كه از اكابر عراق بوده است . عطاملك جوينى به شآمت قدم جمال على اشاراتى مىكند . « 1 » در لغت‌نامهء دهخدا نيز در مدخل زجّاجى عينا مطلب بالا نقل شده است . در فرهنگ جهانگيرى گواه بر واژهء كاهنگان ( كهكشان ) و گاهنگان ( هاله ) اين بيت از زجّاجى آمده است : جمال لعل‌وش خواجه در عمارى سيم * چنان‌كه ماه رود در طريق كا ( گا ) هنگان اين بيت و قطعهء مربوط به جمال على نشان مىدهد كه سراينده به احتمال زياد دفتر و اشعار ديگرى هم داشته است كه از آن آگاهى نداريم . در منابع چندى كه در دسترس داشتم از سراينده جز آنچه گفته شد ، مطلب ديگرى به دست نياوردم . اما با توسل به سروده‌هاى زجّاجى مىتوانيم گوشه‌هايى از زندگى ناشناختهء او را روشن كنيم . اين نسخه با پيكار مهلّب و جنبش مختار آغاز مىشود و سراينده پس از آن‌كه دورهء خلافت مستكفى را به پايان مىبرد ، در صفحهء 233 متن اصلى ، ذيل عنوان « شرح احوال قايل » ، از حال و روزگار خود سخن مىگويد . در آغاز زايچه‌مانندى مىآورد : مرا صاحب طالع آمد زحل * از آنم بيفزود قدر و محل فتادست بهرام در برج حوت * وز آن‌جا مرا قوّت افزود و قوت ز طالع به دلو اندر است آفتاب * از آنم چنين خرّم و كامياب

--> ( 1 ) تاريخ جهانگشا ، تصحيح عبد الوهاب قزوينى ، 1334 ، 2 / 281 .