حكيم زجاجى

16

همايون نامه ( تاريخ منظوم حكيم زجاجى ) ( فارسى )

و پس از آن مىخوانيم : تم الكتاب بعون ملك الوهاب فى سنه 1092 من هجرة النبويه فى مقر الخلافه ، اكبرآباد پس نسخه بايد در اكبرآباد ( آگره ) هند ، به روزگار پادشاهى اورنگ زيب عالمگير ( 1068 - 1118 ه ) نوشته شده باشد ، بىاشاره‌اى به نام گوينده يا نويسنده . با آن‌كه در هند نوشته شده ، خط نستعليق ايرانى پخته‌اى است كه گاه زيبا ديده مىشود . حكيم زجّاجى كيست يادداشت پيش‌گفته مرا به فرهنگ جهانگيرى رهنمون شد . با بررسى و مرورى در آن ، دريافتم كه در ميان سيصد و هشتاد و پنج سراينده كه شعر آنان شاهد لغت آمده ، بيش‌از سى بار از حكيم زجّاجى نام برده شده و از سروده‌هاى او آمده است و اين نشان مىدهد كه به روزگار نگارش فرهنگ جهانگيرى ( ميان سال‌هاى 1005 و 1032 ه ) نسخه‌اى از آثار زجّاجى در دست مير جمال الدين حسين انجوى شيرازى بوده كه در دهلى مىزيسته است . نيز روشن مىكند كه سروده‌هاى زجّاجى از چنان اعتبارى برخوردار بوده كه در رديف شعرهاى فردوسى ، حافظ ، سعدى و ديگر بزرگان ادب جاى گرفته و حكيم هم خوانده شده است . « 1 » در اينجا چند بيت نمونه مىآورم : در معنى استخر ( اسطخر ) حكيم زجّاجى راست : مقامش در اول به استخر بود * شهان را بدان بوم‌وبر فخر بود « 2 » در معنى كرك حكيم زجّاجى فرموده است :

--> ( 1 ) در فرهنگ آنندراج ، كه منقولاتى از فرهنگ جهانگيرى دربردارد ، سروده‌هاى حكيم زجّاجى بارها آمده است . ( 2 ) به شاهد واژهء استخر و ستخر ، دو بيت از حكيم فردوسى مىآوريم تا گوشه‌اى از كار زجّاجى بهتر ديده و سنجيده شود : خرامان بيامد به شهر سطخر * كه شاهنشهان را بدان بود فخر نشستنگه آنگه به اسطخر بود * كيان را بدان جايگه فخر بود شاهنامه ، تصحيح م . ن . عثمانوف ، مسكو 1968 ، 7 / 396 .