على اكبر سعيدى سيرجانى
مقدمه 11
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى )
شهر و يا يك مملكتى را به دست او مىدهند " . « * » در ولايات دور دست و دهات نيمه ويرانهء مملكت حريصان مال و خون با عناوين حاكم و عامل و ضابط چه مىكردهاند كه اغلب انقلابيون آتش مزاج از اين مناطق دور افتاده برخاستهاند ، و با نثار جان خود به قطع ريشهء استبداد همت گماشتهاند . نويسندهء اين مجموعه گزارشگرى بىغرض است و حداقل كمغرض . وظيفهاش را به خوبى و مهارت انجام داده است . اطلاعاتى جامع و دقيق از اوضاع ولايت تهيه و تقديم مقامات متبوعش مىكند ، و در بسيارى موارد كه واقعهاى خلاف ميل و مصالح مخدومش يا مخالف انتظار و پيشبينى خودش رخ مىدهد ، بىهيچ اكراه و پردهپوشى عين واقعيت را منعكس مىسازد ، بىآنكه زهر مطلب را بگيرد و در كپسول مداهنه و تعارفى جايش دهد . با حاجى سيد على اكبر ميانهء خوشى ندارد ، اغلب به حكم طرز تفكر خويش ، اطرافيان او را اوباش و اراذل مىخواند ، و خود او را مرد ماجراجويى مىداند ، اما جانب انصاف را از دست نمىگذارد ، و مىنويسد كه سيد پول ضل السلطان را نپذيرفت . واقعهء تحصن مردم قطحىزده و استقامت سيد را به « * » صراحت شرح مىدهد . تجليل مردم فارس از جنازهء سيد و مراسم عزادارى باشكوه را منعكس مىكند . حتى بعد از شرح رفتار اهانتآميز علاء الدوله با لرد كرزن حكمران كل هندوستان ، و بعد از آنكه گزارشى دربارهء انتقاد مردم از رفتار علاء الدوله رد كرده است ، از بيان تجليل بىسابقه مردم فارس از حاكمى كه نايب السلطنه هند را به چيزى نگرفته است صرفنظر نمىنمايد و به صاحبان مىفهماند چه مايه كژدم صفت در نظر ملت ايران - به تعبير طنزآميز سعدى - محبوبند و مقبول . اگر اين گزارشها بوسيلهء مأموران ايرانى تهيه و تحرير شده بود جاى شك و ترديد فروان داشت ، مأمور حكومتى از آنگونه ، آن هم فرومايهاى كه براى شهريهء مختصرى ننگ جاسوسى و خبرچينى را مىپذيرد ، در بند صحت عمل نمىتواند باشد . بسا ممكن است كه بقصدى و غرضى سياه را سفيد و سفيد را سياه نمايد ، كه نمونههايش را ديدهايد و ديدهايم . اما نويسندهء اين گزارشها از آن عالم نيست . نه كارش خلاف اخلاق است و نه مخالف وجدان . تبعه و مأمور دولتى بيگانه است در منطقهاى مهم و حساس ، وظيفهء رسمى و قانونىاش اين است كه مقامات ما فوق خود را در جريان كم و كيف وقايع و اتفاقات قرار دهد و شايعاتى را كه از افواه خلايق مىشنود و استنتاجهايى كه از مشهودات خود كرده است همه را بىپردهپوشى
--> * - تاريخ بيدارى ايرانيان ، ج 1 ص 106 و 107 * - اعدادى كه بر حاشيهء صفحات مقدمه نشسته است ، نشانهء اصل موضوع مورد اشاره است در چاپ حاضر ، بدان صفحه رجوع فرمائيد .