على اكبر سعيدى سيرجانى
مقدمه 9
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى )
روزى كه شروع به تصحيح و چاپ اين گزارشها كردم ، مايهبخش شوق و پشتكارم اين آرزو بود كه نسل جوان و تحصيلكردهء ايرانى با حوصله و دقت اين كتاب را بخوانند و در پيوندهاى نهفتهء آن روزگار تأمل كنند ، و بعدا به حكم استنتاجها و برداشتهاى خود از مجموعه اين گزارشها در زندگى اجتماعى و سياسى عمل فرمايند . شما سى و چند سالههاى اين روزگار شنيده و خواندهايد كه هشتاد سال پيش پدرانتان براى تأسيس عدالتخانه و بدست آوردن حق حاكميت ملت انقلاب كردند و بساط استبداد قجر را درهم ريختند ، و از آن پس كشورتان مشروطه شد و سرنوشتش بدست نمايندگان ملت سپرده . اين را شنيده و خواندهايد . اما ديدههايتان چيزى ديگر است و ، شنيدن كى بود مانند ديدن . آرى ، در اين ده بيست سالهء عمر اجتماعيان ديده و شنيدهايد كه فرومايگان مسندطلب براى تكيه زدن بر صندليهاى بهارستان تن به هر ذلت و تسليمى سپرده و با تعهدهاى سنگين فرمانبردارى ، ننگ انتخابات دو درجهاى و سه درجهاى را تحمل كردهاند و از نخستين قدم به نقض آشكار قانون اساسى - يعنى خونبهاى شهيدان راه آزادى - گردن نهاده . ديدهايد كه دلالان معاملات ملكى و شيادان بين المللى چگونه مقامات و مناصب كشورى و علمى و دانشگاهى و اجتماعى را در قبضهء قدرت خود گرفتهاند و با چه وقاحتى در پناه زور به تاراج سرمايههاى ملى اين مملكت پرداختهاند . ديدهايد كه با چه شعبدهبازيها و چشمبنديهاى رسوائى مشتى جوانك از آمريكا آمدهء آمريكايى شده را به جان مردم انداختهاند و با چه سرعتى همهء مقامات حساس مملكتى را به قبضهء قدرتشان سپردهاند ، و اين ميراثخواران نابكار مشروطه با چه وقاحتى كيش بتپرستى و شخصيتسازى را در ميان ملت جاهل افسونزده رواج دادهاند . اينها را ديدهايد و بدتر از اينها را ديدهايد ، و شايد بدين نتيجه رسيدهايد كه مشروطه همين است و مجلس همين است و شاه مشروطه همين ، و حيرت كردهايد كه پدران ما چرا خون خود را هدر دادند و مظلمهء تأسيس اين بساط فساد و استبداد را بر گردن گرفتند . از طرفى ديگر در سالهاى اخير جماعتى قلمزن به اقتضاى روزگار جولانگر ميدان سخن شده و با تلاشى مشكور و مأجور به تخطئهء انقلاب مشروطه پرداختهاند و آن هم با تمهيدات رندانهاى كه گويى ملت ايران پيش از انقلاب مشروطيت و در عهد خاقان مغفور و شاه شهيد در اوج رفاه و امنيت و عدالت مىزيست و اين جماعت مشروطهخواه فرنگزده بودند كه مردم را از آن جنات نعيم بيرون كشيدند و در اين دركات اسفل فساد و تباهى غوطهور ساختند . و حال آنكه ، واقعيت امر به كلى غير از اينهاست . بساط سلطنت ايران نه در