على اكبر سعيدى سيرجانى

مقدمه 6

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى )

و از يافتنش نوميد شده بودم ، بىخواهش و طلبى در اختيارم نهاد ، تا بار ديگر مسلم گردد كه در نوميدى بسى اميد است . و از آن بالاتر به نادانان چنان روزى . . . صد سال پيش از اين در اواسط سلطنت جاافتادهء ناصر الدين شاه ، و در جوش تسلط انگليس بر شبه قارهء هند ، اقليم فارس در نظر دولت استعمارى بريتانيا اهميتى بيش از ولايات ديگر ايران داشت ، كه دروازهء هند بود . به همين مناسبت مرد هوشمند پخته‌كارى از طرف دولت فخيمه متصدى وكالت‌خانهء انگليس در شيراز مىشود كه اصلا ايرانى است ، اما اجدادش به هند مهاجرت كرده‌اند و تبعهء دولت انگليس شده‌اند و او هم به راه نياكان رفته و گذرنامهء انگليسى گرفته و مأمور حفاظت منافع آن دولت شده است در جنوب ايران . با اين همه نه زبان مادرى خود را فراموش كرده است و نه با آداب و سنن سرزمين اجدادى خود وداع گفته و نه دل از مهر وطن اصلى يكباره پرداخته . مرد تبعهء انگليس است و اخلاقا و قانونا موظف به رعايت منافع دولت متبوع خويش . در اين شكى نيست ، دفاعى هم لازم ندارد ، اما به فيض تربيت درست و فرهنگ پيشرفته از بسيارى ايرانيان تحصيل‌كردهء معاصر خود به سرنوشت اين مملكت و پيشرفت اين ملت و تحول اوضاع آن دلبسته‌تر و مشتاق‌تر است . يكى از وظايف ادارى مرد اين است كه گزارشى از اوضاع اقليم فارس و بطور كلى ولايات جنوبى ايران ، به مدد مأموران و خفيه‌نويسانى كه در خدمت دارد تهيه كند و هر هفته يك‌بار ، يا هر ماهى يك‌بار ، اين گزارش را به سفارت انگليس بفرستد تا بر اساس گزارشهاى او ، مردان نكته‌سنج صاحب فراستى كه در وزارت خارجه انگليس مراقب اوضاع دروازهء هندند و پاسدار گوهر يكدانهء تاج امپراطورى ، خط مشى سياسى دولت خود را تعيين كنند و به مأموران خود در سرزمين ما تعليمات لازم را بدهند و از اين طريق پاسدار امپراطورى استعمارى قدرتمند باشند كه آفتاب در قلمرو تسلطش غروب نمىكند . مرد در تنظيم اين گزارشها به حكم تربيت اروپايى يا توصيهء صاحبان توجهى خاص دارد به زندگى مردم كوچه و بازار و جرياناتى كه در جوامع مختلف اصناف مردم مىگذرد و خبرهايى كه به عنوان شايعه دهان به دهان مىگردد و برخوردهايى كه رعيت و هيأت حاكمه در موارد گوناگون دارند ، و به عبارت جامعتر ، به همهء نكته‌هايى كه غالب مورخان ايرانى از آن همه غفلت كرده‌اند ، ولى مأموران سياسى انگليس به ضرورت و اهميت آن آگاهند و مىدانند با مدد مجموعهء اين گزارشها مىتوانند نبض احساسات عوام را در پنجهء استنباط خويش داشته باشند و در بزنگاه تاريخ حركتى مخالف ميل و پسند تودهء رعيت نكنند . با توجه به همين گزارشها و گزارشهاى مشابه آن است كه در جنبش ملت ايران براى