محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
59
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
بيان اين اجمال آنكه چون پادشاه بىهمال مدت بيست و يكسال در قلعه با صعب حال اوقات فرخنده مآل مصروف داشت و اگر احيانا جهت « 1 » تفريح طبع لطيف و تربيت دماغ شريف طرح صحبتهاى مرغوب افكنده لواى عشرت و شادمانى مىافراشت بواسطهء عدم وجود بعضى از اسباب كامرانى طبع نازكش از انعقاد آن صحبت بيشتر آزرده ميگشت و طبيعت آرزومند را بجاى شربتهاى نبات و قند بادهء تلخ صبورى به حكم « وَ اصْبِرْ وَ ما صَبْرُكَ إِلَّا بِاللَّهِ وَ لا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ » « 2 » در جام ناكامى و ساغر ضرورى ميداد و ناچار بر خوان روزگار بلقمهء ناگوار تحمل و اصطبار قرار - داده زبان رجاء بذكر « أَ إِذا « 3 » ما مِتُّ لَسَوْفَ أُخْرَجُ حَيًّا » « 4 » ميگشاد ، لهذا در آن اوقات بر بعضى از مشتهيّات نفسانى و مستلذّات جسمانى كه لازمهء طبع متنعّمان و واسطهء خاطر پادشاهان كامران باشد قدرتى كامل نداشت و در آنزمان سعادتنشان كه ثمرهء « الصبر مفتاح الفرج » بر شجرهء « وَ لا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ » « 5 » نمودار گشته فتح ابواب اميد بظهور رسيد و آن نهال اقبال از محصورهء پر ملال قلعه بمعمورهء گلشن عزت و جلال انتقال نمود و به آب و هواى حديقهء سلطنت و استقلال نشو و نما ديده قامت با استقامت كشيد ، آرزوهاى خاطر و ميلان طبيعت كه در آن مدت بنا بر عروض موانع در حجاب توقف مانده بود در اينوقت آن مواد نهوض يافت و قايد قضا ، زمام حصول جميع ارادات و عنان وصول بمنتهاى مرادات بدست اقتدار و قبضهء اختيار آن پادشاه كامكار داده نقش هر آرزو كه بر لوح ضمير خورشيد ارتشامش « 6 » ارتسام يافتى ، زمانه آن را بر طبق مقصود بر طبق عرض نهادى و صورت هر مدعا كه در آيينهء خيال فرخنده مآلش روى نمودى ،
--> ( 1 ) - د : حتى . ( 2 ) - سورهء 16 آيهء 127 . ( 3 ) - م : ايذا . ( 4 ) - سورهء 19 آيهء 66 . ( 5 ) - سورهء 12 آيهء 87 . ( 6 ) - د : اقسامش .