محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
60
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
روزگار به همان منوال بر منصهء ظهور جلوه دادى . بنابرين مقدمات ، تمامى اوقات را به قضاى مافات و خوردن مكيّفات مستغرق گردانيده به مباشرت محبوبان سيم اندام لاله عذار و معاشرت خورشيد و شان سرو قد گلرخسار پرداخت و هيچ كار ديگر از جزوى و كلى امور سلطنت و مهمّات دينى و دنيوى توجه نفرموده و نساخت . آخر الامر بواسطهء افراط مكيّفات ، بعضى از امراى مقرّب كه از آثار سخط و غضب او ايمن نبودند و از شدت بطش وصولت قهرش بر بستر آسايش نمىغنودند ، با يكى از آن پسران كه محل اعتمادش بود و حقههاى تركيب خاصه نزد او مىبود در ساخته او را بلطايف الحيل فريب دادند و او را راضى ساختند كه از اشياء سميّه در آن مكيّفات تعبيه كرد و در شبى كه ميل مفرط به خوردن تركيبات داشت از همه شب بيشترش داد و شب نشينى بسيار كرده [ 34 ] عاقبت بر بستر استراحت بخواب رفت و اهل مجلس هر يك بخانهء خود رفتند و چون صبح شد و امراء و اركان دولت بدرگاه آمدند بطريق معهود پادشاه بيرون نفرمود ، امراء برين حمل كردند كه شب بسيار نشسته و در مكيّفات نيز افراطى كرده بنابرين در خواب مانده ، اما چون انتظار از حد تجاوز نمود ، امراء مضطرب گشته دست جرأت بر در نهادند ظاهر شد كه در از اندرون بسته ، اينمعنى موجب ازدياد مواد اضطراب گرديد . آخر از غايت بىتابى در را شكسته باندرون درآمدند پادشاه را در خوابى يافتند كه با برادرش رتبهء اخوت را باتحاد بدل كرده بود و تا نفخ صور و دميدن صبح نشور بيدار شدنش امرى محال مينمود و بعضى چنين گفتند كه در آن شب كيف بسيار تناول كرده با يكى از پسران كه به حلواچى اغلى شهرت داشت ، سوار شده بسير رفت و سحرگاه بخانهء حلواچى - اغلى آمده بر فراش راحت استراحت نمود و حلواچى اغلى مغزپيل بخوردش داده بيهوش گرديد و در آن بيهوشى او را خفه كردند .