محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

58

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

مباشر مبشّر به عذاب اليم و محصص در حصحص « 1 » اصحاب جحيم . نظم بدورش نويسنده و اهل سياق * بسى خوارتر ز اهل كفر و نفاق ز بيكارى اوقات صاحب رقوم * چو ايّام تعطيل اهل علوم قلمزن بدوران او صبح و شام * قدم زن شد از بهر كسب طعام حاصل كه در زمان دولت آن پادشاه عدالت پناه ، عامهء رعايا و كافهء برايا در مهد امن و امان بوده هيچ آفريده را با كسى بحث بيحساب و گفت و گوى دور از طريق صواب نبود ، حتى مخالفان ملت مطهّره از تعرضّات بيگانه و شلتاقات تركانه فارغ البال و آسوده حال بودند الا طايفهء قزلباش و طبقهء جلف اوباش كه از قهرمان قهر شاهى و آثار سخط و غضب پادشاهى مانند صنوبر با دل پاره پاره ترسان و چون برگ بيد از صرصر بيم لرزان بودند . القصه چند روزى دنياى خوشى و روزگار دلكشى بود و مردم را كمال آسايش و فراغت و آرامش حاصل و از هيچ ممر ، امرى كه موجب توزّع ضمير صغير و كبير و تفرّق خاطر برنا و پير باشد هيچ كس تصور نميكرد ، لكن چون اين خلق استحقاق اين نعماى بىمنتهى نداشتند و شكر [ 33 ] اين عطايا بلا قصوى بجا نمىآوردند ، و مع هذا كفران نعمت زمان امن و امان شاه دين پناه علاوهء آن گشته صورت محنتى كه در مرآت مخيلهء ذوى العقول عكس پذير نبوده بنا خوشترين وجهى روى نمود و توجّع اين الم ناگاه و تفجّع اين ستم جانكاه بمثابه‌اى در خاطرهاى اهالى اين جهان و دلهاى اميدوار ابناى زمان تأثير نمود كه تا نفخ صور تلافى اين قصور و تدارك اين فتور در حوزهء امكان قاطبهء ذى شعور صفت وجود و سمت اطلاق موجود نداشت .

--> ( 1 ) - م : حضحض .