محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
56
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
بندگان ارادهء خير دارد ميگمارد بر ايشان پادشاهى داناى عدل كننده « 1 » . مورد اين مقال ذات عدالت سمات شاه اسمعيل است كه اگرچه ظاهر ذات جليلة الصفاتش از حيلهء اكتساب كمال علوم عقلى و نقلى آراسته نبود و صورت حال جميلة الافعالش از اخذ مقدّمات فضايل صورى بهرهء تمام نداشت و مهارتى كامل حاصل نكرده بود ، اما در باب استيفاى انصاف و عدالت و استكفاى رعايت رعيّت بسرحد اجتهاد رسانيده رقم فسخ بر آيت عدالت نوشيروان « 2 » عادل كشيده بود و در احياى رسوم سلطنت و كامكارى و ابقاى شروط سياست و جهاندارى مآثر يد بيضا و مفاخر انفاس مسيحا اثبات مينمود و در رعايت آداب سلاطين ذوى الاقتدار و تتبّع سلوك خواقين جلالت آثار ، گوى مسابقت بچوگان اقتدار مىربود و آوازهء شأن و شوكت وصيت شكوه و عظمت آن پادشاه قضا صولت بمثابهاى در خاطر مردم از دور و نزديك و ترك و تازيك جاى كرده بود كه در ايّام پادشاهى با آنكه متوجه انتظام مهام هيچ بلدى از بلدان ممالك محروسه و ملتفت نسق و رواج هيچ امرى از امور مسالك محسوسه نگرديد ، جميع مهمّات سپاهى و رعايا و تمامى مدّعيات كافّهء برايا بر وفق طبق آرزو و مدعا ساخته و پرداخته ميشد و يك آفريده را قدرت آن نبود كه در هيچ محلى قريبا كان او بعيدا پيرامن فعلى خارج از شرع و حساب تواند گشت و ارتكاب عملى بيرون از دايرهء صدق و صواب تواند كرد و اين مقدمه نزد ارباب عقل و اصحاب نقل مسلّم و مقرر است كه هرگاه ذات ميمنت [ 32 ] صفات پادشاه بصفت نصفت موصوف و به سمت شوكت و جلالت معروف بوده خاطر خير مآثرش بشيوهء ستودهء معدلت و انصاف اتصاف داشته باشد بىشبهه شك و ريب صفت عدل و رأفت او در دلهاى خلايق از مخالف و موافق بلكه در اشياء تأثير نموده آثارش با حسن وجوه سمت ظهور مىيابد .
--> ( 1 ) - م : عدالت پيشه . ( 2 ) - م : انوشيروان .