محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
47
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
از ماعداى خود ممتاز و مستثنى بود ، شمّهاى از وقايع احوال و مجملى از بدايع صادرات افعال و واردات اقوالش درينمقام رقمزده كلك بيان ميگردد . واقفان مواقف سخندانى اين معانى بر لوح بيان چنين نگاشتهاند كه در وقتى كه پادشاه دين پناه نظر تربيت بر احوال برادر زادهء نامدارش سلطان حسين ميرزا انداخته لواى ايالت و امارتش را در خطّهء قندهار برافراشت ، پرتو نيّر التفات بر ساحت احوال شاهزادهء فضيلت انتما سلطان ابراهيم ميرزا افكند و بشرف مصاهرتش سرافراز گردانيد ، شمسهء اوج سلطنت و عظمت و زهرهء برج عفّت و طهارت گوهر شادبيگم را [ كه ] از ساير بنات مكرّماتش بصفت عقل و جمال و زيور حسن آداب و كمال آراسته بود با او در سلك ازدواج كشيده همّت و الا نهمت بر تربيت او گماشت و نشان حكومت و دارائى مشهد مقدس را بنام نامى او مرقوم قلم منشيان عطارد رقم گردانيد [ ه ] . احمد سلطان افشار را بمنصب للگى آن جناب تعيين فرمود و سلطان ابراهيم بمصاحبت شاهزادهء بلقيس مقام ، باعزاز و اكرام تمام عنان توجه بجانب آن بلدهء جنّت اوصاف داد و پس از وصول به ظاهر آن مقام لازم الاحترام ، جمهور سادات و علما و خدّام آن آستان ملايك آشيان و مقيمان آن بلدهء دلپذير از صغير و كبير باستقبال استعجال نمودند و با علمهاى طوبىنشان و اسباب نشاط چنانچه معهود ايشانست تا موضع طرق آمده اظهار كمال خرّمى و فرح نموده زبان باداى دعا و ثنا گشوده و بعد از آن در ركاب سعادت انتساب آن جناب متوجه شهر شده نوّاب ميرزائى را در كمال اعزاز و اكرام به شهر در آورده « 1 » و مراسم نثار و پيشكش بتقديم رسانيدند . سلطان ابراهيم بعد از ادراك عتبه بوسى آن آستانهء كعبه مرتبه و آداب طواف آن روضهء ملايك مطاف ، بر مسند حكومت و فرماندهى باستقلال تمام آرام گرفت و مدتى مديد حاكم آن شهر فردوس بهر و توابع بوده در ايام حكومت ، با سادات عظام
--> ( 1 ) - م : در آوردند .