محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
591
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
ذكر محاربهء دين محمد خان با سپاه نصرت قران و گم شدن او و مسخر گرديدن كل مملكت خراسان ، بيمن اقبال پادشاه نامجو در آن زمان خجسته اوان كه عبد اللّه خان در دار السلطنهء بخارا تخت سلطنت را وداع فرمود ، دين محمد خان « 1 » كه خواهر زادهء اوست و بين الجمهور به تليم خان « 2 » مشهور ، در خراسان اقامت داشت و چون بشنيد كه [ 322 ] عبد المؤمن خان را در ماوراء النهر ، قايم مقام پدر ساخته بر تخت خانى نشانيدهاند ، او طمع در سلطنت خراسان كرده در دار السلطنهء هرات علم حكومت برافراخت . شعر روان بر سرير حكومت نشست * خلايق نهادند بر سينه دست و پس از چند روزى كه عبد المؤمن خان به تيغ اعمال و افعال ناشايست خود كشته گشته به جوار خدمت پدر بزرگوار و اصل گرديد و دست قضا بساط « 3 » تسلط و تغلب او را از ساحت زمانه درنورديد ، اكابر بخارا و اعيان و خواص ماوراء النهر و حكام هر بلد « 4 » و شهر مكاتيب صداقت اسلوب و عريضهها به عبارات مرغوب ، به دين محمد خان فرستاده او را به تكليف و ترغيب تمام طلب داشتند كه پادشاه سازند و رايت سلطنت و حكومتش در قلمرو عبد اللّه خان بدست اقتدار برافرازند . معهذا ، جمعى كثير از اوزبكان بهادر دلير كه در بلخ و آن ولايت بودند ، به دار السلطنهء هرات آمده به دو پيوستند و اوزبكانى كه در بلاد خراسان متفرق بودند نيز بدرگاه او رفته كمر ملازمت بستند . لا جرم اين مقدمات باعث غرور و استكبار و موجب فرح و استبشار او گرديد طاير نخوت و اجلال و شاهين سلطنت و استقلال در آشيانهء دماغش نشيمن ساخت و با خود قرار داد كه اول به ضبط و ربط ممالك خراسان پرداخته هر شهرى و ولايتى در عهدهء حكم حاكمى و سردارى كرده مهمات آن ملك را بسازد
--> ( 1 ) - م : ( و ) دين محمد خان ( 2 ) - م : تسليم خان . د : تليم خان ( ظاهرا دين محمد خان مشهور به يتيم خان بوده است ) ( 3 ) - م : دست بساط ( 4 ) - م : بلده