محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
576
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
دهر صورت نگار ، اين طرز صحبتى و ظهور اين طور صورتى در موضعى نشنيده « 1 » و چون به ترتيبى و دستورى كه فرمان قضا جريان بر طبق آن نفاذ يافته بود ، صفوف آراسته شد ، و صفوف پيادهها هر طلب در مقام [ 314 ] خود قائم گرديدند نواب والانژاد از موضع دولت آباد ، پاى سعادت به ركاب حشمت در آورده بر سمند « 2 » كامرانى سوار شد و عنان توجه بجانب شهر انعطاف داد اكابر و اهالى و اعيان و اعالى از در دولت آباد « 3 » تا دروازه ، اقمشهء الوان و البسهء نفيسه بىحد و پايان برسم پا انداز بر زمين گستردند چنانچه درين سه فرسخ مسافت ، سم مركبى غبار آلوده نشد و همچنين از دروازه تا دولتخانهء نقش جهان ، سراسر كوچهها و بازارها و در و ديوارها از اشياء غريبه غير مكرر آراسته و تمامى راه را از مخملهاى فرنگ و ساير اقمشهء رنگارنگ زيب و زينت دادند و آذينى بستند كه هرگز در مخيلهء صورت نگار خيال و در ضمير صاحبان عقل فعّال ، صورت اين نوع نقشبنديها خطور نكرده بود و چهرهء شواهد اين معنى در مرآت خورشيد صفات امكان نوع انسانى پرتو نيفكنده . شعر ز چندان زر و گوهر بىحساب * ز فيروزه و لعل و در خوشاب ز ياقوت و از گوهر شب چراغ * كه باغ ارم را از آن بود داغ ز هر جنس چيزى كه عقل بشر * تصور نكرده از آن خوبتر ز آلات رزم وز اسباب بزم * كه چشمى نديده نه در رزم و بزم ز هر چيز و هر وضع كان تازه بود * برون از حد و حصر و اندازه بود و هم در آن ايام فرح انجام ، كه فرمان مطاع به اجتماع پيادههاى مذكور شرف صدور يافت ، اشارهء عاليه به اهتمام سرانجام اسباب و آلات و ادوات چراغان
--> ( 1 ) - م : نشنيد ( 2 ) - م : به سمند ( 3 ) - م : از دولت آباد