محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
575
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
شهريارى و محفل كامكارى فرستد و كابين آن خورشيد زهره جبين آنكه نواب سدره مكان ، ملك خراسان را به فرزند او عبد المؤمن خان واگذارد و من بعد بناى محبت و و داد و قواعد محبت و اتحاد ، به يمن توجه طرفين مستحكم بوده سلسله مصاهرت و مظاهرت به حركت آيد و ميانهء پادشاه توران و خسرو ممالك ايران طريقهء پدر و فرزندى و خويشى مرعى باشد و نواب سكندر فرهنگ ، در حضور ايلچيان روم و فرنگ فرمود كه اين داعيه از حيز قوت بسرحد فعل نمىرسد و اين اراده صورت امكان ندارد كه ما به اين افسانه و فسون خراسان را كه خلاصه و زبدهء ممالك ربع مسكون است بشما گذاريم و آنچه از آن ملك هم كه به تصرف شما در آمده بتوفيق اللّه تعالى و يمن توجه حضرات ائمهء هدى عليهم التحيه و الثنا ، انتزاع مىنمايم و دست استيلاى اوزبكان را از سر آن مسلمانان كوتاه مىگردانم . انشاء اللّه بهار آينده لواى توجه به يساق خراسان ارتفاع « 1 » مىيابد اگر عبد اللّه خان لشكرى مىفرستد و اگر خود مىآيد موعد ملاقات كشور بلخ است و ايلچى را خلعت و رخصت داده ، بىحصول مأمول بازگرديد و دهم شهر جمادى الاول مطابق بيستم بهمن ماه جلالى ، بتوفيق لا يزالى ، رايت نصرت آيت بصوب دار السلطنهء اصفهان انتهاض نمود و مقارن وصول به قريهء دولت آباد ، حكم مطاع شرف نفاذ يافت كه آن پانزده هزار پياده با لباس الوان كه هر هزار نفر به لونى از لباس آراسته و تا در دروازهء طوقچى يسال بسته دو صف بايستند و پيادههاى مذكور به اين دستور كه مأمور بودند ، دو رويه ايستاده و تفنگها بر دوش و كمان گوشها از بنا گوش گذرانيده در غايت چستى و چالاكى و نهايت تندى و بىباكى همه پاتابهاى رنگين ابريشمين پيچيده و اتاقها از پرهماى بر سر زده ، منديلهاى سر زر بر سر و قباهاى چسبان از اقمشهء نفيسه در بر ، بوضعى كه چشم بزم آراى روزگار به اين آراستگى مجمعى نديده و گوش چهرهگشاى
--> ( 1 ) - م : به يساق ارتفاع .