محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

539

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

در ميدان مجتمع گرديدند و نواب امر فرمود كه تمامى بميدان ، در باغ نقش جهان آيند و به ترتيبى كه مقرر بود صف كشند . پس از آن نواب معلى جناب از دولتخانهء همايون بميدان تشريف آورده با نواب ركن السلطنه فرهاد خان و بعضى ديگر از خاصان پياده گرد ميدان برآمد . بعد از آن بر بام مدرسهء خواجه ملك مستوفى كه در مقابل باغ نقش جهان واقعست برآمده بدولت و اقبال بر بساط كامرانى و اجلال نشست و تماشاى وضع پياده‌ها كرده امر فرمود كه مجموع پياده‌ها تفنگها را پر كرده همه بيكبار گشاد دهند و پانزده هزار تفنگ را باتفاق ماشه رسانيده از وقوع اين فعل ، هوا بمرتبه‌اى تيره و تار گرديد كه مردم را گمان شد كه مگر شب ديجورست و بعضى از تماشائيان كه دست يكديگر گرفته سير ميكردند ، ازين وحشت و تاريكى هم را گم كردند و تا سه نوبت اين صورت تكرار يافت و هر كرت آنچنان صداها و غرشهاى رعدآسا در فضاى گنبد نيلگون و خم سپهر بوقلون پيچيد كه وهم آن بود كه آسمان و زمين زير و زبر گردد و زمرهء مقدسهء ملك و مقيمان زاويهء فلك را گوش هوش كرد و مضمون بلاغت مكنون « أَوْ كَصَيِّبٍ مِنَ السَّماءِ فِيهِ ظُلُماتٌ وَ رَعْدٌ وَ بَرْقٌ يَجْعَلُونَ أَصابِعَهُمْ فِي آذانِهِمْ مِنَ الصَّواعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ » « 1 » بر صفحهء وجود سمت وقوع يابد و از صعود غبار و دود ، كه بر هوا تتق بست ، ابرى سياه متكون گرديده پردهء ظلمانى در پيش خورشيد نورانى كشيد و روز بمثابه‌اى تاريك شد كه ياد از شب فراق و شام هجر عاشق مشتاق داد . شعر سيه شد چنان [ 295 ] روز از گرد و باد * كه ياد از شب هجر عشاق داد ز دود تفنگها كه بر رفت زود * يكى آسمان گشت پيدا ز دود

--> ( 1 ) - سورهء 2 آيهء 19 . م : ( او كيست ) به قياس قرآن كريم تصحيح گرديد .