محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
520
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
تسويف نديد و چون آن مردود اظهار فرستادن لشكر كرده بود ، احتمال بعيدى داشت كه اگر غيبت نواب اندك طولى پيدا كند ، و وعدهاى كه قرار داده بواسطهء عروض مانعى [ 285 ] به وفا نينجامد ، ناگاه فتنهاى حادث گردد . پس بموجب « الطمأنينة قبل الخبره صد الحزم » . لوازم احتياط و پيش بينى را مرعى داشته على الفور جارچى باشى را حاضر ساخته در خلوت قرار گرفتن آن ملاعين داد و مقرر فرمود كه با صد نفر از پياده و سوار چنان كه كسى را بر آن اطلاع نباشد منزل او را مركز دايره محنت و بلا گردانند و نگذارند كه يكى از آن ميان بكنار افتد . و نهايت تأكيد و مبالغه در حراست و حفظ سرحلقهء اهل شقاوت فرموده مكرر بر زبان آورد كه مبادا مساهله كنى و هجوم عام و ازدحام مريدان غوايت فرجام ، او را به تو نگذارند و آشوبى عظيم بهم رسد . و از جمله ياران و مخصوصان درويش خسرو كشيش ، يوسفى تركش دوز و كوچك بهله دوز ، كه بزرگ آن طبقه شقاوت اندوزست ، از همه بيشتر و بهتر محافظت نمائى كه به « 1 » ايشان كار دارم بلكه ايشان را مصحوب جمعى از مردم كارآگاه با انتباه بحضور فرستى و آن پير سگ جهنم را با ساير سگان مضبوط و محفوظ دارى و در آن شب ، جارچى باشى با آن جماعت كه مقرر شده بود از آنجا ايلغار كرد و چنان آمد كه هنوز صبح صادق طلوع نكرده بود كه تكيهء ملحديهء آن مدبر شقى را احاطه كردند و آنقدر صبر نمودند كه روشن شده در تكيه را گشودند و هنوز كسى از بيرون به آنجا نيامده بود كه جارچى باشى چون قضاى مبرم و اژدهاى آتش دم به اندرون در آمده سلام كرد و آن متمكن مسند ضلالت همچنان بر روى بستر جهالت افتاده جواب گفت . پس بخچه آنجا نهاده گفت پادشاه جهت شما خلعتى فرستاده و آن ملعون كسان خود را كه در صفهء ديگر گرم صحبت بودند آواز داد و حاضر شدند بعد از آن قبائى بيرون آورده به عقب او رفت كه قبا بر دوش
--> ( 1 ) - م : با