محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

521

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

او افكند و او برخاست تا خلعت بپوشد كه مشت پر كرده آنچنان بر گردنش زد معلق زنان [ در ] افتاد و تا بر خود جنبيدن « 1 » ، بر سرش دويد و دست و گردنش را بست « 2 » و آن ملاعين بيكبار فرياد و فغان برآوردند و مانع بستن آن مرتد گشتند و چند كس ديگر به اندرون آمده اصحاب را به شلاق گرفتند و ايشان نيز دست آورده بعضى به تيغ و بعضى به چوب بنياد جدل كردند . و از آن مردودان چند كس كشته گشته ، باقى خسته و مجروح مقيد گرديدند و جارچى باشى ، اين جماعت [ را ] با آن سگ بزرگ بخانهء خود برده مضبوط ساخت و متوجه منزل يوسفى شده او را هم دريافت و تا انتشار اين خبر در قزوين ، همه را بيمن دين و دولت شاهى به قيد تصرف درآورد . بعد از آن شروع در ضبط اسباب و جهات او كه مانند قبايح افعال و فضايح اعمال آن جهال خسارت مآل ، بىحد و پايان بود ، [ كرده ] بدست درآوردند « 3 » . پس از آن يوسفى را با رفيق ، مصحوب جمعى از معتمدان به خدمت نواب سپهر جناب فرستادند و كوچك در راه ، چيزى از اشياء مسمومه خورده عاصى بجهنم شتافت و يوسفى را چون بحضور نواب بردند بقاعده‌اى كه هميشه با او گفت و گوى ميكرد بنيان سؤال و جواب كرد بحيثيتى كه آن پليد مردود ، از كوفت بيرون آمده آن نيز بدستور سابق جواب گفته اصلا دهشتى و وحشتى بخاطرش راه نيافت . اتفاقا در آن ايام ، از كواكب ذوات الاذناب ، كوكبى در ما بين شرق و شمال ظاهر شده نواب از يوسفى كيفيت اين هيأت سؤال نمود و آن خسر الدنيا و الاخره ، در جواب گفت كه وقوع اين صورت دلالت [ 286 ] بر آن دارد كه درين ايام تغييرى به اسلوب اساس سلطنت راه يابد يعنى پادشاه گردشى بظهور آيد و ظاهر اينست كه يكى از درويشان سلسلهء ما از رتبهء عليه پادشاهى معنوى به مقام لازم الاكرام

--> ( 1 ) - ظاهرا : جنبيد ( 2 ) - م : بربست ( 3 ) - بود بدست درآورند