محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

512

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

پادشاه را از راه برد و از روى اعتقاد مطيع و منقاد او گرديد ، الا انوشروان كه بهيچوجه فريب او نخورد و مكر و كيد آن سگ بىقيد درو تأثير نكرد و صورت حيله آنكه ، پنهان از همه كس در زير آتشكده سردابه‌اى ترتيب داد و از آنجا سوراخى تنگ در آتشكده كرده شخصى را در آن سردابه نشانيد و چيزى چند تعليم و تلقين او كرد كه در محل سؤال بر آن نهج جواب گويد . پس از آن به پادشاه گفت كه آتش با من تكلم مىكند و هر چه ازو سؤال مىكنم ، جواب مطابق مدعا باز مىدهد و به اين وسيله و تدبير اين حيله « 1 » پادشاه را به آتشگاه آورد و مزدك در مقابل آتش استاده و كلمات ستايش آميز نسبت به آتش بر زبان آورده ، آتش را مخاطب ساخته سؤال كرد كه چه ميگوئى در كار من ؟ از آتش صدا آمد ، كه تو بر حقى و كيش پسنديدهء تو حقست و روش تو پسنديده است و اگر پادشاه و اتباع ، أتبّاع مذهب تو نكنند و اطاعت تو ننمايند ، از مخالفت تو آثار پشيمانى و ندامت بديشان لا حق گردد و اختلال در اركان ملك و پادشاهى پديد آيد . لا جرم شهريار نامدار ، از حيلهء آن نابكار لعين از راه رفته به آن كافر بىدين گرويد . اما شهريار عادل عاقل انو شروان را حيرت تمام دست داده به كار او درماند و چون آن ملعون او را تكليف قبول اين روش [ 281 ] نامعقول كرد ، دفع الوقتى داده چند روز مهلت خواست . اتفاقا آن سگ مردود ، طمع در والدهء انو شروان كرده او را از قباد طلبيد و نوشروان را آتش غيرت و حميت شعله كشيده جهت تحقيق اين شعبده به آتشكده رفت و طاير فكر را سمندروار در آن بحر جولان داده گرد آتشكده برآمد . عاقبت به قوت فكرت حقانى ، پى به آن حيله برده و سررشته آن كار بدست آورده على الفور پادشاه را بىوقوف مزدك به آتشكده برد و پرده از روى كار آن نابكار

--> ( 1 ) - م : تدبير و حيله .